۱۳۸۸-۰۴-۳۱

.
قـوت عامل ژنتیک وهورمون برعامل اجتماع و فرهنگ





طی تحقیقاتی که بر پدیده همـ جنسـ گرایی صورت گرفت ، بعد از مدت کوتاهی دانشمندان علوم پزشکی ، روانشناسی ، روانپزشکی متوجه موثر بودن عوامل ژنتیکی و هورمونی که از دلایل زیستی و بیولوژیک انسان به شمار می آیند ، گردیدند . و ازآن به بعد بود که در کنار عوامل اجتماعی و فرهنگی ، و نقش و تاثیر محیط اجتماعی بر انسان ، به عوامل زیستی و بیولوژیک که همان عوامل ژنتیکی و هورمونی که درونی و ذاتی می باشند توجه بیشتری نمودند و در ادامه تحقیقات به این نتیجه رسیدند که عوامل ژنتیکی و هورمونی نقش بیشتر و بسزایی در ایجاد گرایش جنسی انسان دارند

و هنگامیکه بر روی یافته های جدید خود تحقیق می کردند ، برای اثبات تاثیر داشتن عوامل ژنتیکی و هورمونی بر روی گرایش جنسی انسان ، بررسی و تحقیق روی جانداران دیگر را نیز آغاز کردند ، تا به این اطمینان دست یابند که اگر عامل ژنتیک و هورمون عامل موثر بر گرایش جنسی باشد ، آیا در جانداران دیگر ، بخصوص آن دسته از حیوانات که از لحاظ سیستم بیولوژیک و زیستی به انسان نزدیکترند ، اولا گرایش جنسی به همـ جنس وجود دارد یا نه ؟ و دوما ، اگر بین حیوانات گرایش جنسی به همـ جنس وجود دارد ، آیا به دلیل همان عوامل ژنتیک و هورمونی است یا نه ؟

که در تحقیقات بیشتر خود ، به این نتیجه رسیدند که در بین حیوانات نیز گرایش جنسی به همـ جنس و پدیده همـ جنسـ گرایی وجود دارد ، و همچنین با انجام آزمایشات ژنتیکی و هورمونی ، و همچنین بررسی ساختار مغزی حیوانات به نتیجه مشابه موثر بودن عوامل ژنتیکی و هورمونی در پیدایش گرایش جنسی به همـ جنس رسیدند . و همین یافته ها ، گمان و نظر آنان را بر مهم دانستن و موثر دانستن عوامل ژنتیکی و هورمونی در ایجاد و شکل گیری گرایش جنسی جانداران ، چه انسان و چه حیوانات ، به یقین و اطمینان تبدیل نمود

اما نکته و سوال بسیار بسیار مهمی که در اینجا وجود دارد این می باشد که :

خیلی از پزشکان و روانشناسان که هنوز با واقعیت همـ جنسـ گرایی بطور کامل ، کنار نیامده اند و اصرار در موثر بودن عوامل اجتماعی و فرهنگ محیطی که انسان در آن رشد نموده و گرایش جنسی به همـ جنس را ناشی از تاثیر پذیری عوامل اجتماعی و محیطی بر انسان می دانند ، هنوز هم این عوامل اجتماعی و محیطی را بر عوامل ژنتیکی و هورمونی که عواملی درونی و ذاتی هستند مهمتر قلمداد می نمایند ، که با کمی دقت و توجه بیشتر به همان تحقیقات بر روی حیوانات و نتایج حاصله ، می توان به قوت عوامل ژنتیکی و هورمونی بر گرایش جنسی ، نسبت به عوامل اجتماعی و فرهنگی ، پی برد

این امری کاملا روشن و مبرح می باشد که در اجتماع حیوانات ، چیزی به نام فرهنگ زندگی ، سنن و آداب زندگی ، باور و اعتقادات مذهبی ، و یا حتی چیزی به نام ارزش یا ضد ارزشهای اجتماعی ، اخلاق ، نیکی ، پستی ، و ... وجود ندارد

کاملا غیر عقلانی وغیر منطقی است که بخواهیم بگوئیم حیوانی به دلیل بودن و بزرگ شدن در یک محیط نامعقول غیر اخلاقی و غیر مذهبی ، و یا بودن و زندگی کردن در محیطی سرشار از زشتیها و پستیهای فرهنگی و ضد ارزشهای اجتماعی ، به انحراف کشیده شده است و از مسیر طبیعی و درست زندگی خود خارج گردیده است ، لذا بنابر همان عوامل اجتماعی و فرهنگی پست و ضد اجتماعی که در آن رشد نموده ، گرایش جنسی به همـ جنس را به عنوان رفتار و شیوه زندگی خود انتخاب کرده ، که یا آگاهانه و یا ناخودآگاه آن عوامل اجتماعی و محیطی باعث تغییر گرایش جنسی آن حیوان شده است ، و از آنجائیکه در بین اجتماعات حیوانات ، هیچ یک از مفاهیم اجتماعی و فرهنگی ، و ارزشها و ضد ارزشهای اجتماعی و اخلاقی ، که بین اجتماع و محیط و فرهنگ زندگی انسانها تعریف شده ، وجود ندارد ، بنابراین ، نمی توان گفت که ، عوامل اجتماعی و محیطی در حیوانات باعث ایجاد گرایش جنسی به همـ جنس می گردد ، زیرا اساسا چنین برداشتی و چنین تعریفی در اجتماع حیوانات معنا ندارد ، پس ریشه و علت اصلی ، بودن همـ جنسـ گرایی و گرایش جنسی به همـ جنس در برخی از حیوانات چیست ؟

و همچنین این سوال پیش می آید که :

اگر عوامل اجتماعی و فرهنگی موجود درمحیط زندگی انسان به عنوان عامل موثر که از قوت بیشتر بر اثرگذاری در گرایش جنسی او تلقی می گردد ، پس چرا در بین حیوانات که فاقد خصوصیات اجتماعی و تعاریف ذهنی فرهنگی خاص اجتماع انسانها می باشند ، همـ جنسـ گرایی و گرایش به همـ جنس ، وجود دارد ؟

که باز با برگشت و نگاهی دیگر به تحقیقات و نتایج بدست آمده بر روی حیوانات ، که نشان دهنده و بیان کننده موثر بودن عوامل ژنتیکی و هورمونی بر گرایش جنسی به همـ جنس بین حیوانات می باشند ، این نتیجه گرفته می شود که عامل ژنتیک و هورمون عامل اصلی و اساسی گرایش جنسی به همـ جنس در حیوانات می باشد ، و عوامل اجتماعی ، محیطی ، فرهنگی در پدیده همـ جنسـ گرایی بین حیوانات بی معنا و غیر ممکن می باشد ، از آنجائیکه عوامل بیولوژیکی و زیستی چه در انسانها و چه در حیوانات از زمان دوران جنینی بر ساختار مغزی اثر گذار می باشند ، که خود دلیلی بر ناخواسته بودن و غیر انتخابی بودن گرایش جنسی است ، می توان به شدت داشتن و قوت داشتن عوامل ژنتیکی و هورمونی که بر گرایش جنسی انسان موثر می باشند ، یقین و اطمینان حاصل نمود

که با توجه به پدیده همـ جنسـ گرایی و عوامل آن بین حیوانات و مقایسه و اشتراک در عوامل پیدایش همـ جنسـ گرایی در انسانها ، می توان اعتراف نمود که همـ جنسـ گرایی یک پدیده طبیعی بوده که در طبیعت ، هم بین انسانها و هم بین حیوانات با نقاط مشترک بین عوامل و دلایل آن ایجاد می شود ، و وجود دارد . و این در حقیقت پاسخی به ادعا و نقطه نظر مخالف دگرجنسـ گرایانی است که می گویند همـ جنسـ گرایی فقط بین انسانهاست و اعلام می دارند :

چون همـ جنسـ گرایی در بین حیوانات نیست ، در نتیجه نمی تواند طبیعی باشد ، زیرا در طبیعت دیده نمی شود و با قاموس طبیعت هماهنگی ندارد ، و همـ جنسـ گرایی را ناشی از تاثیر پذیری عوامل محیطی و فرهنگی و اجتماعی مخرب و غیر اخلاقی می دانند که در اثر آن عوامل اجتماعی و محیطی ، فرد بنابر انحراف و انتخاب خود در اثر بودن در آن محیط و یا عوامل تربیتی نادرست فرهنگی و محیطی ، گرایش جنسی به همـ جنس را انتخاب نموده

که با توجه به مطالب ذکر شده بر اساس تحقیقات دانشمندان علوم زیست شناسی ، پزشکی ، روانشناسی ، روانپزشکی اثبات گردید که همـ جنسـ گرایی علاوه بر اینکه بنابر عوامل زیستی و بیولوژیک ژنتیکی و هورمونی ایجاد می گردد ، بلکه غیر از اینکه در انسانها وجود دارد ، در حیوانات نیز وجود دارد ، و این خود دلیل طبیعی بودن آن می باشد و با قاموس طبیعت نیز هماهنگی دارد ، یعنی در طبیعت بدون دخالت داشتن عوامل غیر طبیعی دیده می شود ، و فرد بدون داشتن دخالت خود و داشتن حق انتخاب با آن گرایش جنسی متولد می گردد

Bruce Bagemihl

که یک زیست شناس آمریکایی است ، سالیان درازی پیرامون همـ جنسـ گرایی در طبیعت و بین حیوانات به مطالعه و تحقیق پرداخت و در سال 1999 نتیجه مطالعات و تحقیقات خود را در کتابی به نام

Biological Exuberance

Animal Homosexuality and Natural Diversity

St. Martin`s Press ، 2000

منتشر نمود ، و در کتاب خود بیان داشت که همه رفتارها و گرایشهای جنسی ما بین انسانها نیز در بین حیوانات وجود دارد و مشاهده می شود ، و ثابت نمود که همـ جنسـ گرایی و گرایش به همـ جنس فقط در بین انسانها دیده نمی شود بلکه بین حیوانات نیز وجود دارد ، که بی تردید به علت عوامل ژنتیکی و هورمونی می باشند که دلیلی بر طبیعت زیستی و بیولوژیک برخی جانداران می باشد ، و بیش از 450 نوع گروه جانوران را مورد تحقیق قرار داد و به نتایج جالبی رسید
.

توجه : مطلب فوق بر گرفته از وبلاگ http://homoraz.blogspot.com می باشد

.

۹ نظر:

hamlet گفت...

سلام
حالت خوب شده؟
جالب بود... ولی اونهایی که مخالفن تحقیقات علمی هم نمیتونه قانعشون کنه!

سعید هومو _ نویسنده وبلاگ گفت...

هاملت عزیز سلام . بله متاسفانه با ذکر تمامی این نتایج و تحقیقات علمی بدست امده نگاه متعصبانه و یک بعدی برخی مخالفین تغییر نمیکنه اما بعضی از مخفالین بعد از آگاهی از علل و فهم و درک اینکه گرایش جنسی در انسان چگونه شکل میگیره و خود فرد نقشی در نوع گرایش جنسیش ندارد و اینکه همجنسگرایان چه زندگی سختی دارند دیدشون عوض میشه و دیگر مثل سابق اون نگاه متعصب را ندارند هرچند شاید هنوز برایشان قابل هضم نباشد و این به زمان زیادی نیاز دارد تا اونقدر در این زمینه گفتگو شود و آزادی بیان و عدم سانسور حقایق علمی باعث شود این حقایق به گوش عموم برسد تا نسبت به نگاه بسته و متعصب خود که ریشه در بی اطلاعی دارد تغییر ایجاد شود . انشالله

مرد تنها گفت...

این مطالبت رو از کجا جور می منی کامل جامع وبه درد بخور هستن موفق باشی

مردتنها گفت...

امیدوارم روز های روشنی در مقابلت باشه من زمانی یه حرف جالب شندیم که مسیر زندگیم یا بهتر بگم تفکراتم رو عوض کرد اون این بود : اکه می خوای به حقیقت برسی باید تمام اعتقادات رو زیر پا بزاری .
امیدوارم مردم هم این حرف رو بشنون نظرات شما برای من کاملا محترم هست

سعید هومو _ نویسنده وبلاگ گفت...

سلام مرد تنهای عزیز . متشکرم ، منم امیدوارم همه بنده های خداوند حالا از هر جنس و هر گرایش و هر دین و عقیده و .... روزهای روشنی در پیش رو داشته باشند . مهم درک حقایق است اگهر یادتان باشد در چند پست قبل گفته بودم که فرق مردم اروپا با ما مردم ما این است که هرگاه ببینند حقیقتی با عقیده و باور دیرینه شان ناساگار است سعی میکنند که عقیده و باور خود را با حقایق علمی روز سازگار کنند نه اینکه با تعصب چشم بر حقایق ببندند و هم خود را در مشکلات و تضادهای فاحش درگیر کنند و هم متعصبانه ظلم بر همنوع خود کنند ، که این دقیقا همان معنی حرف شمار ا میدهد دوست عزیز . موفق باشید و در پناه خداوند

بهرام گفت...

مطلب جالبی بود.اما تا وقتی دید سنتی بر جامعه ایران حاکمه اوضاع همینطوره.

سعید هومو گفت...

سلام بهرام عزیز . دقیقا دوست عزیز ، تا زمانی دید و باور سنتی نسبت به این حقایق وجود داره حتی علم و دانش و تکنولوژی قدرت برطرف نمودن پندارهای نادرست که پایه علمی ندارند را نخواهد داشت . به امید روزی که صاحبان وجدان و علم در تلاش زدودن باورهای نادرست سنتی باشند

دیوونه گفت...

مر30 که اومدین و نظر دادین.من به وب تاریخی هم دارم که شاید اونجا برا شما مناسب تر باشه.چند خط از پست آخر شما رو خوندم و معلوم بود با تحقیق نوشته شده.موافق باشی همدیگه رو لینک کنیم تا آپ که میشیم بیایم مطلبای هم رو بخونیم.موافقید بگین

دیوونه گفت...

اول اینکه منم با افتخار شما رو لینک کردم.دوم اینه پستهای شما رو خوندم.معلومه همهی اونا با تحقیق و دید باز نوشته شده.خوشحال میشم اگه بتونم از شما در مورد نوشته هام همفکری بگیرم.سوم آدرس اون یکی وب که یه وب تاریخی هست اینجا استwwww.nagoftehhaytarikh.persianblog.ir