آیا همجنسـگرایی کانون خانوداه های دگرجنسـگرا را سست می کـند ؟؟؟
اول از همه از رادیو زمـ ـانـه هم یک تشکر میکنم و هم یک شکایت !!! تشکر به این دلیل که صفحه ای اختصاصی به دگرباشان جنسی تخصیص داد و با نشر مطالبی پیرامون مسائل جنسی و گرایشات جنسی به نوعی در اطلاع رسانی در امور جنسی ، جنسیت ، گرایشات جنسی ، و همجنسگرایی آغاز به کار نمود ، اما شکایت و گله به این دلیل که برخی کامنتها و نظرات را بی دلیل تایید نمی کند ، منظورم کامنت هایی است که به هیچ عنوان توهین آمیز نبوده و با رعایت عفت کلام در جهت احترام به حقوق همه کاربران و خوانندگان نوشته شده ، بلکه فقط در خصوص مطلب و یا در پاسخ به نظر کاربر دیگری بیان شده است ، مثلا خوده بنده نظری داده ام که منتشر نشده !!!!
یکی از نظراتی که در مورد ترس از فراگیر شدن همجنسگرایی از سوی دگرجنسگرایان گذاشته بودم ( که تایید و منتشر نشد !!! ) اکنون در وبلاگ شخصی خودم می نویسم ، هر چند از چنین رسانه ای که یک رسانه آزاد و بی طرف می باشد انتظار داشتم در انتخاب نظرات کاربران و خوانندگان سایت خود تبعیض و جبهه گیری ننماید اما خوب چه میشه کرد ، هر سایتی ، هر مدیری ، هر ناشری قانون خودش را دارد
بگذریم برویم سراغ بحث خودمان
یکی دیگر از دلایل و ادعاهای مخالفت و مخالفان با همجنسگرایی ، ترس از فراگیر شدن همجنسگرایی حتی بین دگرجنسگرایان است و تصور میکنند که اگر همجنسگرایی را به عنوان یک گرایش جنسی بپذیرند باعث شیوع و فراگیر شدن این گرایش جنسی بین همه افراد جامعه می شود !!!!!!
از همین ابتدا باید عرض کنم که این دیدگاه و این تصور از اساس غلط و نادرست است ، و کسانی که چنین تصوری و تفکری دارند مطمئنأ از همجنسگرایی و گرایشات جنسی بی اطلاع هستند ، برای اثبات ادعای خود باید برای این اشخاص تعریف درستی از همجنسگرایی کرد و اینکه چه دلیلی باعث همجنسگرا بودن یک فرد است ، که اگر در همین وبلاگ من پستهای گذشته را خوانده باشید یا بخوانید هم فرد همجنسگرا را خواهید شناخت و هم با دلایل علمی موثر در تعیین گرایشات جنسی و انواع گرایشات جنسی مشخص شده طبق علم روانشناسی آشنا خواهید شد
حالا فرض کنیم شما خواننده گرامی ، فرد همجنسگرا و دلایل شکل گیری گرایشات جنسی در فرد را شناخته اید ، بنابراین از فرد همجنسگرا این شناخت را دارید که یک همجنسگرا بنابر گرایش جنسی خود علاوه بر عواطف و احساسات خاص ، از نظر جنسی به همجنس خود گرایش دارد و هیچ تمایلی و کششی به جنس مخالف ندارد
خیلی ها فکر میکنند همجنسگرایان به جنس مخالف گرایش دارند اما خودشان عمدأ با همجنس رابطه برقرار میکنند ، که این غلط و نادرست است ، بلکه یک همجنسگرا به هیچ عنوان به جنس مخالف در روح و روان خود کششی احساس نمی کند و نتیجتأ رفتار جنسی اش مطابق با گرایش جنسی اش است و به همین دلیل است که همجنسگرا نامیده می شود که بیانگر گرایش جنسی اوست
از این تعریف و شناختی که هم از نظر خصوصیات شخصی فرد همجنسگرا بدست آوردید و هم از نظر علمی با دلایل همجنسگرا بودن فردی آشنا شدید ، طبیعتأ نمی توانید انتظار داشته باشید که فرد همجنسگرا با جنس مخالف خود بخواهد و یا بتواند رابطه جنسی برقرار کند
از این نکته و این شناخت چنین برداشت می شود که ، فرد همجنسگرا هرگز نمیتواند شخص ثالثی در رابطه عاطفی و جنسی دو فرد دگرجنسگرا باشد ، زیرا دو فرد دگرجنسگرا به دلیل گرایش جنسی شان به جنس مخالف با هم رابطه عاطفی و جنسی خواهند داشت ، و باتوجه به این که فرد همجنسگرا به همجنس خود گرایش دارد بنابراین هرگز نمی تواند با یکی از آن دو فرد دگرجنسگرا که یک زوج جنسی را تشکل می دهند رابطه برقرار کند ، زیرا حتی اگر فرد همجنسگرا به فرد همجنس خودش بین آن زوج علاقه و گرایش داشته باشد ( طبق گرایش جنسی اش ) اما چون آن فرد یک دگرجنسگرا است بنابراین آن فرد دگرجنسگرا هم نمی تواند به این فرد همجنسگرا از نظر جنسی کششی داشته باشد
بنابراین وجود یک فرد همجنسگرا تهدیدی برای یک زوج دگرجنسگرا نمی تواند باشد ، و فرد همجنسگرا قادر به سست نمودن کانون خانواده دگرجنسگرایان و یا رابطه دوستی دو فرد دگرجنسگرا نیست ، اما اگر دقیقتر و بهتر نگاه کنیم خواهیم دید که اتفاقأ همین دگرجنسگرایان هستند که کانون خانواده و رابطه دوستی بین همدیگر را تهدید و سست می کنند
که دلیل آن هم اتفاقأ همان گرایش جنسی به همدیگر است ، یعنی گرایش جنسی به جنس مخالف
بله ، اگر عادلانه نگاه کنیم و به روابط خارج از تعهدات اخلاقی و رسمی که بین زوجها و همسران دگرجنسگرا بنگریم ، و خیانتهایی که همسران دگرجنسگرا به یکدیگر می کنند را مورد بررسی قرار دهیم خواهیم دید که ریشه این خیانتها و این روابط محرمانه و خارج از تعهد رسمی و اخلاقی به همسر قانونی شان ، در گرایش جنسی است که به جنس مخالف خود دارند
زیرا اولأ این افراد دگرجنسگرا به دلیل همان گرایش به جنس مخالف با یکی از افراد جنس مخالف خود ازدواج کرده و یا رابطه دوستی _ جنسی دارند ، و دومأ باز به همین دلیل گرایش جنسی خود به جنس مخالف اگر به دنبال روابط خارج از کانون خانواده گی و تعهدی خود باشند دوباره ، سه باره ، چهار باره و ..... با یک فرد از جنس مخالف خود رابطه بر قرار میکنند نه با یک همجنس خود ، زیرا دگرجنسگرا هستند
بنابراین دیده می شود که در واقع همین دگرجنسگرایان هستند که به دلیل گرایش جنسی خود به جنس مخالف ، تهدیدی برای سست نمودن کانون خانواده و روابط دوستی _ جنسی خودشان هستند ، نه همجنسگرایان
و اما یک نکته :
و بسیار دیده می شود که گاهی فردی که دگرجنسگرا است و با فردی از جنس مخالف خود ازدواج نموده ، اما گاهی با فرد همجنس خود نیز رابطه جنسی دارد ، که این مورد مربوط می شود به دو دلیل ، دلیل نخست اینکه اگر این فرد یک بایسکشوال ( یعنی دوجنسگرا : فردی که از نظر روانشناسی و گرایشات جنسی به هر دو جنس گرایش دارد و توانایی رابطه با هر دو جنس را دارد ) باشد به دلیل گرایش جنسی اش علاوه بر جنس مخالف با همجنس خود نیز رابطه برقرار میکند ، که این هم ربطی به همجنسگرایان واقعی ندارد
و دلیل دوم اینکه این فرد دگرجنسگرا به دلایل دیگری همچون کنجکاوی جنسی با همجنس خود رابطه برقرار کند که این بازهم ربطی به همجنسگرایان واقعی ندارد
که در هر دو صورت فرض شده این باز دگرجنسگرایان هستند که علاوه بر داشتن همسر قانونی و رسمی خود که بنابر گرایش جنسی شان می باشد ، بخاطر عدم تعهد اخلاقی و یا زیاده خواهی جنسی و تنوع طلبی جنسی به روابط جنسی خارج از کانون خانواده و ازدواج خود ، به روابط جنسی دیگری با جنس مخالف تن در می دهند و این باعث سستی کانون خانواده های دگرجنسگرایان است نه وجود همجنسگرایی که نه تنها هیچ گرایش و کششی به جنس مخالف خود ندارد و با توجه به شرایط قانونی و فرهنگی جامعه حتی از داشتن شریک جنسی خود چه رسمی چه غیر رسمی محروم است
و اما مورد دیگر که ترس از فراگیر شدن است ، با این تصور که در صورت تایید گرایش جنسی به همجنس ، این تایید باعث می شود همه همجنسگرا شوند !!!!! نیز اساسأ نادرست است ، زیرا طبق تحقیقات علمی ، دلایلی خاصی باعث همجنسگرا متولد شدن برخی می شود ، و دوم اینکه گرایش جنسی قابل تغییر نیست که یک دگرجنسگرا هر وقت دلش خواست همجنسگرا شود ( لطفأ با بایسکشوالها اشتباه گرفته نشود ) ، که این مخالفان تصور میکنند و اعلام می کنند که اگر از نظر فرهنگی و حقوقی همجنسگرایی به عنوان یک گرایش جنسی پذیرفته شود باعث فراگیر شدن آن می شود
فرد همجنسگرا ، ذاتأ همجنسگراست و هیچ چیزی باعث تغییر جنسی اش نمی شود همانطور فرد دگرجنسگرا ذاتأ دگرجنسگراست و هیچ چیزی باعث تغییر گرایش جنسی اش نمی شود
بنابراین ، اولأ از جانب همجنسگرایان خطری کانون ازدواج خانواده ها و زوجهای دگرجنسگرا را تهدید نمی کند و همجنسگرایان باعث سستی کانون خانواده ها نمی شوند و نمی توانند بشوند ، و دومأ گرایش جنسی چیزی نیست که با فاکتور زمان و مکان تغییر کند ، چیزی نیست که با تایید یا عدم تایید اجتماعی تغییر کند تا باعث شیوع و فراگیر شدن باشد ، و این ترس و تصور فراگیر شدن و سست نمودن کانون خانواده ها توسط همجنسگرایان بی اساس است ، بلکه دگرجنسگرایان عزیز باید برای حفظ کانون خانواده و روابط جنسی بین خودشان که بین دو جنس مخالف است مراقب و پایبند تعهدات اخلاقی خود باشند و گناه خود را به گردن همجنسگرایان خارج از گود نیاندازند
.
۱۱ نظر:
اول اینکه بابت لینک ممنونم.دوم اینکه با خوندن پست آخری تون فهمیدم با یه آدم عقل مدار و منطق گرا سرکار دارم و از این موضوع خیلی خوشحالم.سوم اینکه شما توی پستای خودتون یه کار خیلی سخت رو شروع کردین که جا انداختنش توی این کشور با این عقاید واقعا" مشکله.چهارم و مهمتر از همه یه سوال: عقیده شما رو راجب دین میخوام بودنم.لطفا" خصوصی برام بنویس.پنجم : توی اون وب هم لینکتون کردم
سلام سعید جونم
واقعا راست میگی سعید جون منم با این حرفت موافقم
این دگرجنسگراها چون فکر میکنن همجنسگرایی بخاطر زیاده خواهی جنسی هستش برای همینم فکر میکنن هوموها باعث سستی خانواده ها میشه که شما خیلی خوب بیان کردید اتفاقا این خود دگرجنسگراها هستند که بخاطر اینکه به جنس مخالف گرایش دارند به روابط جنسی با هم میپردازند چون دگرجنسگراها هستند که به جنس مخالف گرایش دارند نه همجنسگراها و تو ایران یا اصلا همه جای دنیا خانواده های تعریف شده و مثلا قابل قبول رو دگرجنسگراها که از یک مرد و یک زن هستندتشکیل میدهند
خیلی خوشم اومد سعید جون . موفق باشی
سلام
مطلب خوبی بود.. ولی فکر میکنم منظور استریتها فقط خیانت نیست... از نظر استریتها همج/نسگراها بدلیل عدم توانایی در تولید مثل خطرناک هستن... فکر میکنن اگه موانع قانونی وجود نداشته باشه بیشتر مردم با همج/نسشون زندگی میکنن.. بدون فرزند.. نهایتا نسل انسان منقرض میشه.
و اتفاقا دوست دارن در سایه ازدواج با همج/نسشون هم تجربه! داشته باشن.. و این بیشتر در مخفی بودن هو/موها امکان داره.
سلام هاملت عزیز .در این پست من فقط به ترس و نگرانی از فراگیر شدن همجنسگرایی به تصور نادرست دگرجنسگراها پرداختم . به قول شما یکی دیگر از موارد مورد نگرانی دگرجنسگرایان با همجنسگرایی و همجنسگراها انقراض نسل بشراست که انشالله در پستی جداگانه به آن میپردازم هرچند که همین الان بگویم آن هم تصور نادرست است که به هیچ عنوان با حقیقت همجنسگرایی هم راستا نیست و نمیتواند مانع از تولید مثل نسل بشر باشد که تاریخ خلقت انسان و تاریخ زندگی بشر در طول اعصار خود گویای نادرست بودن این تصور دگرجنسگرایان است
با مطلب نقص جسمانی آپم.ضمنا" از افرادی که دیروز بدلیل مشکلات قالب نتونستن مطالب رو ببینن معذرت میخوام .به همین خاطر مجبور شدم قالب رو تغییر بدم
منتظر مطلبت هستم.. خیلی مفصل مینویسی... خوب مساله رو باز میکنی... دوست دارم نوشتهات رو.
خوبه که به این موضوع هم تو بیشتر از یک پست بهش میپردازی.. نمیشه مختصر و مفیدش کرد!
سلام دوست من. ممنون از کامنتتون.
به نظر من هرکسی حق زندگی داره وقتی خدا به یک درخت جون میده برای رشد؛ برای تنفس پس حق زندگی داره چه برسه به شما که انسان هستین پس شما هم از حقوق مساوی با بقیه انسانها برخوردارین.
به قول شما این خواست خدای توانا بوده که شما رو اینگونه آفریده و چون به خواست و اراده اون آفریده شده اید پس من یا امثال من حق هیچ گونه اظهار نظری نداریم و همه باید تسلیم خواست "حق" بشیم! شما محکوم به زندگی هستید مثل همه مــا.
موفق باشید
كامنت شمارو خوندم. از اينكه انقدر نسبت به من لطف داريد شرمنده شدم. من تنها كاري ميتونم بكنم سعي كنم شما و ديگر دوستان را درك كنم و براى لحظاتى خودمو جاى شما بزارم. ناراحت هم نشدم كه كامنت گذاشتيد. اگر هم كامنت خصوصي نزاريد باز هم ناراحت نميشم.
متاسفانه دوستم منو تا به اين لحظه نبخشيده و از من دلگيره. البته حق داره و دركش ميكنم. اگر دوست داشتيد باز هم بياييد و بدون هيچ ناراحتى كامنت عمومي بزاريد. از آشنايي با شما خوشحالم.
سلام ... ممنون از نظری که در وبلاگم گذاشته بودید. راستش توی زندگی بهم ثابت شده که همیشه باور های رایج و سنتی و همه گیر بهترین و درست ترین نیستند... در مورد مسئله ی شما هم به نظرم نباید همه رو به یک چشم نگاه کرد..
موفق باشید
كامنت شمارو خوندم .ممنون از نظر لطفتون.من شرايط شما و ديگر دوستانم را كه هر كدام مشكلات و مسائل خاص خود را دارند سعي ميكنم درك كنم. و در توانم بهشون كمك كنم. اصلا ناراحت نشدم كه برام كامنت گذاشتيد. هر وقت دوست داشتيد ميتونيد كامنت عمومي بزاريد.شما هم مثل بقيه دوستان هستيد و از نظر من فرقي نداريد. موفق و شاد باشيد.
سعید جان تازه دارم معنی مشکلات تو رو میفهمم.نمی دونی از دیروز تا حالا که اون پست رو نوشتم چقدر بهم اعتراض شده.اما مهم نیست من تا به چیزی اعتقاد نداشته باشم نمی نویسمش.کاش از دستم کاری بر میومد که انجام بدم که این طرز تفکرها و نگاهها عوض بشه.
ارسال یک نظر