۱۳۸۸-۰۵-۱۷

از تسلیم و کرنش در برابر خواست پرودگار گریز و گزیری نیست

برگرفته از وبلاگ رسمی آقای دکتر بهنام اوحدی :
.


همه ی رشته های پزشکی دردسر دارد.این گزینه در کشور ما که اگر نه همگان که اغلب افراد ، الحمدلله خود را دانشمند و درمانگر - پزشک و روان شناس و .... - می دانند ، به دردسرهای ویژه می انجامد.رشته ی روان پزشکی نیز دردسرهای ویژه ی خود را دارد.



نه اشتباه نکنید این دردسر بیشتر اوقات برخاسته از بیماران روان رنجور نیست؛ همسر و خانواده ی مراجعان در بسیاری از موارد ، برای روان پزشک دردسرساز ترند.


از جمله ی این موارد ، هنگامی ست که یک ترنس سکشوال ( دگرجنس باور ) و یا هوموسکشوال ( همجنس گرا { نه همجنس باز } ) به روان پزشک مراجعه می نماید و پندارها و باورهایش مورد ارزیابی دقیق و پر ظرافت بالینی ( کلینیکال ) قرار گرفته و همچون خانواده و والدین مراجع به آسانی و در همان نخستین گام مردود اعلام نمی شود. این جاست که خشم خانواده - پدر ، مادر و برادران و خواهران - برانگیخته شده و متوجه روان پزشک بی گناه می شود ! گویی این روان پزشک یا روان شناس بوده است که موجبات ترنس سکشوال شدن یا هوموسکشوال شدن مراجعش را پدید آورده است.اینان به جای آن که در برابر خواست ، اراده و قدرت خداوند - که این بنده اش را بر پایه ی مصلحتی نا آشکار این گونه آفریده است - به کرنش و تسلیم روی آورند ، خشم برآمده از احساس گناه و تقصیر خود را از دوش خویش برداشته و متوجه روان پزشک و روان شناس می نمایند.


شگفت آن که مادر دختری که خود را پسر می داند و اراده بر تغییر جنسیت دارد ، سال ها اسباب بازی و پوشش پسرانه خریدن برای دختر بچه و همبازی ساختن او با پسرهای فامیل را نمی بیند و برادر آشفته و خشمگینو کینه توز ، به آسانی بر سال ها کشتی گرفتن و کشمکش های مردانه و فوتبال با همشیر به ظاهر خواهرش چشم فرو می بندد تا بتوانند بار « احساس گناه و عذاب وجدان » را از دوش خود برداشته ، و بر شانه های روان پزشک و روان شناس بگذارند.


گهگاه لازم می شود روان پزشک و روان شناس از نیروی انتظامی و قوه ی قضاییه یاری بجوید تا تهدیدگر کینه توز بفمهد که برای هیچ روان پزشکی ،تغییر جنسیت و یا همجنس گرا بودن مراجعش افتخار نیست !!آن چنان که تشخیص و اعلام بیماری لاعلاج برای یک جراح مایه ی بالندگی اش نبوده و نخواهد بود.


بگذریم که ترنس سکشوالیزم ( دگر جنس باوری ) ، بیماری ( Disease ) نبوده و یک اختلال ( Disorder ) است و هوموسکشوالیتی ( همجنس گرایی { نه همجنس بازی یا همجنس بارگی } ) هم که بیش از بیست و پنج سال است که حتا یک اختلال هم ( Disorder ) برشمرده نمی شود؛ مگر آن که ناهمخوان با خودساره یعنی « Egodystonic : خودناپذیر » باشد.


نکته ی مهم آن است که مگر در دوره هایی که « همجنس هراسی درونی شده ( Internalized Homophobia ) افزایش یافته و فرد هوموسکشوال دچار احساس گناه و عذاب وجدان گذرا - نه پایدار - می شود ، در اغلب مواقع همجنس گرایان مشکلی با گرایش جنسی دیگرگون شان نداشته و هوموسکشوالیتی « خودپذیر ( همخوان با خود ساره ) : Egosyntonic » داشته و دارند.برای من سکسولوژیست باز گرداندن احساس و اندیشه ی یک ترنس سکشوال به سوی جنسیت پیکری یا برگرداندن گرایش جنسی یک همجنس گرا - گی یا لزبین - به سوی جنس مقابل ، انجام معجزه و کیمیاگری ای سترگ است.کدام درمانگری از انجام معجزه ، کیمیاگری و دم مسیحایی داشتن بدش می آید ؟!افسوس که این گونه معجزه و کیمیاگری ها بسیار بسیار بسیار به ندرت ،خودشیفتگی ( Narcissism ) ما روان پزشکان را نوازش نموده و احساس و اندیشه ی ابرتوانی ( Omnipotence ) را همنوایی می نمایند !!!من روان پزشک و سکسولوژیست خداباور ، پس از یک دهه درمانگری و ده سال تعلیم و تربیت پزشکی عمومی و تخصصی ، با ژرفای وجود چنین آموخته ام که بیش تر از خواست و اراده ی انجام معجزه و کیمیاگری ، در برابر خواست و اراده و مصلحت پروردگار ، بنده وار سر تسلیم فرود آورده و تعبدگونه به کرنش بپردازم.بخشندگی و مهر پرورگار و دعای نیک مراجعانم و خانواده های شان پناه پایدار و ماندگار من در برابر بدخواهانم بوده و خواهد بود......

با سپاس فراوان و دعای خیر همیشه منه همجنسگرا برای جناب آقای دکتر اوحدی

.

۱۱ نظر:

دیوونه گفت...

سعید جان خوندم و بیشتر متوجه شدم که چقدر ما عقب هستیم.چقدر فهم و بینش ما نسبت به محیط پیرامون و آدمایی که کنار ما هستن کم و ناچیزه.راجب پست آخر منو ببخش که آدرس وب تو رو بدون اجازه خودت برای آشنایی دیگران با این مساله گذاشتم.اگه هم دوستای جدیدی پیدا کردی و من باعثش شدم از ته دل خوشحالم.راستی بهرام و مرد تنها (کافه سبز)دوستای مشترک هستند و بعض خودت نباشه بچه های گلی هستن.من این حرفا رو نه از سر دلسوزی و نه ترحم میگم چون میدونم خیلی فهمیده هستی و میدونی برای من تو هیچ فرقی با دیگران نداری حتی عزیزتری.مواظب روح پاک و بی آلایش سعید هومو باش

hamlet گفت...

سلام
خوندم.. بعضی چیزا عجب! داره واقعا.
ممکنه هرازگاهی از خودت هم بنویسی؟

سعید هومو گفت...

سلام هاملت عزیز . متاسفانه ما از ذکر و بیان حقیقتی که از زبان یک دکتر روانپزشک گفته شده تعجب میکنیم دوست عزیز اما در اصل باید از رفتار و گفتار ناشایست و ناروای خودمان که واقعا ظلمی در حق همنوع خودمان میشه تعجب کنیم !!! به روی چشم هاملت عزیز گاه گاهی سعی میکنم از خودمم بنویسم

دیوونه گفت...

با مطلب ( اینجا جهان سوم ) آپم

ناشناس گفت...

منظورم رفتاری ه که دکتر ازشون نوشته بود. رفتاری که مردم نسبت به حرفهای یک دکتر نشون میدن.
چرا فکر کردی من از دکتر در عجبم؟!؟!
هاملت

تنها گفت...

love can move mountains
آپم. وبلاگ را برای حضورتان گلباران کردم.[گل]

دیوونه گفت...

سعید جان کجایی؟نیستی؟

به یاد همان بوی خسته گفت...

سعید عزیز سلام
ممنون که به وبم سر زدی.
حقیقت اینه که قبل ازاینکه بیام نظرم رو بنویسم یه چرخ کوچیکی تو وبلاگت زدم.
باید بهت تبریک بگم به خاطر پشت کارت و به خاطر این روحیه قوی که داری
سعید عزیز
مشکل مردم اینه که هنوز تفاوت همجنسگرا رو با همجنسباز متوجه نشدن
همیشه تو این فکرن که یه همجنسگراتنها یک انسان فاسده که وجودش سر شار از کناه و لعن خداونده

سعید هومو گفت...

سلام همالت عزیز . معذرت میخواهم من واقعا فکر کرده بودم تعجب شما بخاطر این هست که دکتر اوحدی گرامی شجاعت به خرج داده و باتوجه به سانسور علمی که در ایران وجود داره اما این حقایق را گفته . در هر صورت همالت جان از صمیم قلب از شما عذرخواهی میکنم

marde tanha گفت...

salam omidvarm halet khobbashe mamnon az nazar hoshmandanat movazb upat bash inja khatar ziyad shode amiyat nist

دیوونه گفت...

با مطلب علم بهتر است یا پول آپم.