۱۳۸۸-۰۷-۲۰

.
گریزی تاریخی به واقعـیت همـجنسـگرایی

توجه : ( متن زیر برگرفته از شماره پنجم نشریه ماها می باشد )



جای بسی خوشحالی است (( ماها )) علاوه بر جلب توجه همـ جنسـ گرایان ، با استقبال نسبتا خوبی از طرف دگرجنسـ گرایان هم مواجه شده ، بخصوص دگرجنسـ گرایان علاقمند به علوم جنسی و آنهایی که به اهمیت شکافتن و بررسی عمقی جنسیت در فرهنگ اجتماعی کشور واقفند . البته چند سالی است که موضوع جنسیت در جامعه حاد شده و هر چند که تضییقات و فشارهای موجود امکان پرداخت جدی و علنی را از علاقمندان به آخرین اطلاعات و داده های پزشکی و روانشناسی در زمینه مسائل جنسی سلب می کند ، اما این علاقمندان با امکان دسترسی به آخرین ترجمه ها از آخرین کتب علمی و همچنین آخرین تحقیقات پیرامون هر موضوعی می توانند به مسائل مورد علاقه و مورد نیاز خود و جامعه دست بیابند ، و به برکت اینترنت سایتهای زیادی کم و بیش به این مسائل گریزی هر چند مختصر بزنند

ولی از مسیر همین تلاشهاست که برداشتهای بی پایه و سنتهای بدون پشتوانه عقل و منطق ، فرسوده ، و دیدگاه های علمی و امروزی درباره جنسیت در فرهنگ اجتماعی ریشه دوانیده و به مرور خود را تثبیت می کنند . اما ظاهرا مسیر چنین حرکتی چندان هم ساده نیست ، جامعه پزشکی و روانشناسان ما یکی از مولفه های جدی در اردوی روشنگری و آگاهی رسانی درباره مسائل جنسی است ، چرا که مسئله با سلامت بهداشت روانی فرد و به تبع آن جامعه سر و کار دارد

بنابراین باید با اعلام صریح نظرات علمی به دفاع شرف حرفه ای خود اقدام کنند . اما گویا هنوز برخی با وجود واقعیت همـ جنسـ گرایی مشکل دارند ، یعنی هر چند محترمانه برخورد می کنند و از حق حیات همـ جنسـ گرایان دفاع می کنند اما در حال و هوای قبل از نیمه اول قرن جاری سیر کرده و تازه به این مسئله رسیده اند که آیا همـ جنسـ گرایی بیماری است یا نه ؟ و اگر هست چگونه بیماریی است ؟ اختلال روانی ؟ هورمونی ؟ یا ناشی از تربیت خانوادگی ؟

صد البته نفس کنجکاوی حسی مثبت است و شکی در این نیست که بزودی این دوستان به همان نقطه ای خواهند رسید که همکاران در کشورهای دیگر در دهه ها پیش بدان رسیدند ، و آن اینکه همـ جنسـ گرایی بیماری نیست ، بلکه گرایش طبیعی و جنسی بخشی از انسانهای اجتماع است

حقوق بشر و حقوق ستمدیدگان و اقلیتهای اجتماعی از جمله همـ جنسـ گرایان ، پا به پای هم رشد کرده و گسترش یافته اند ، دستاوردهای علمی تازه به عنوان پشتوانه ای محکم برای گسترش حقوق اجتماعی عمل کرده اند .

سابقا بعضی از روانکاوان ، گرایش به همـ جنس را انعکاسی ازترس از نزدیکی به جنس مخالف تلقی کرده و آن را با موضوع عقده اودیپوس توضیح می دانند ، اما وجه تشابه این تئور یها مبنی بودن آنها بر اساس تحقیقات و مشاهدات بالینی بود ، یعنی این روانکاوان اساس تحقیقات خود رابیماران روانی همـ جنسـ گرا قرار داده و تحقیق خود را به حوزه همـ جنسـ گرایان نرمال و عادی در اجتماع گسترش نمی دانند و این اصلی ترین انتقاد به اینگونه تحقیقات و نظرات است چون تعدادی همـ جنسـ گرای بستری شده که همگی دچار اختلالات روانی اند ، نمی توانستند و نمی بایست به عنوان نماینده کل جامعه همـ جنسـ گرایان در جامعه معرفی شوند ، لذا حرکات و رفتارههای آنان را نمی توان به همه تعمیم داد

به همین سبب هست که نتایج تحقیقات قدیمی که بر بیمار بودن همـ جنسـ گرایان دلالت دارد ، جانبدارانه و بدون اعتبار معرفی شدند . نکته دوم اینکه سطح آگاهی بسیار نازل اجتماعی درباره پدیده همـ جنسـ گرایی و تعصبات عمومی و وجود همـ جنسـ گرایی در لیست بیماریها درآن زمان ، در نتیجه گیری روانکاون اثر گذار بود ند . و سومین نکته که در آن دوره ، خود همـ جنسـ گرایان نیز شناخت امروزی را از احساسات خود نداشتند و چون فکر می کردند بیمار هستند ، تعداد زیادی از آنها برای معالجه از روانشناسان و روانکاوان استمداد می طلبیدند .

فروید که یکی از بنیانگذاران روانکاوی است گرایش به همـ جنس را یکی از انواع تمایلات انسانی معرفی می کند و آن را بیماری نمی داند (1) و (2)

در سال 1948 کینسی ( 3 ) در مورد رفتار و عملکرد جنسی افراد بالغ در جامعه امریکا دست به تحقیقات گسترده و پایه ای زد . بر اساس تحقیقات کینسی معلوم شد تعداد قابل توجهی ازشرکت کنندگان در تحقیقات خود ازسکس با همـ جنس خود گزارش داده اند ، خیلی ها به مطالعات و تحقیقات کینسی به باز کننده چشمها بر مسئله همـ جنسـ خواهی در جامعه آمریکا می نگرند ، و بعد از آن بود که مشخص شد تعداد و درصد همـ جنسـ گرایان جامعه بسیار فراتر از آن چیزی است که تصور می شده ، بعد از آن محققان و دست اندرکاران جامعه شناسی به زدودن تعصبات و نگاههای منفی نسبت به همـ جنسـ گرایی کمک زیادی کردند . فورد ( 4 ) و بیچ ( 5 ) در تحقیقات خود نشان دادند همـ جنسـ گرایی نه تنها در همه جوامع انسانی وجو دارد بلکه حتی در میان حیوانات هم رفتارهای همـ جنسـ خواهانه مشاهده می شود

در اواسط دهه پنجاه میلادی اولین هوکر (6) یکی دیگر از پیشگامان تحقیق درباره تمایلات و تعلقات جنسی انسانها ، به تحقیق و مطالعه جالبی برای مقایسه همـ جنسـ گرایان و دگر جنسـ گرایان دست زد . هدف او این بود که ، آیا از نظر توان و تطبیق روانی ، اختلافی بین این دو گروه هست یا نه . او سوژه های خود را نه از همـ جنسـ گرایان ساکن خوابگاه بیماران روانی ، بلکه از همـ جنسـ گرایان درون اجتماع انتخاب کرد و برای جلوگیری از نفوذ و هرگونه پیشداوری ، گرایش جنسی تمام سوژه ها چه همـ جنسـ گرا و چه دگر جنسـ گرا ها را از همکاران خود مخفی نگه داشت . او در پایان تحقیقات خود به این نتیجه رسید که همـ جنسـ گرایی اختلال روانی نیست ، و هر همـ جنسـ گرایی مختل روانی نمی باشد

انتشارات نتیجه تحقیقات گسترده ای که همگی بر بیماری نبودن همـ جنسـ گرایی دلالت داشتند به این فکر دامنه زد که اگر قرار باشد نتیجه تحقیقات در بین بیماران روانی به کل جامعه و روابط اجتماعی تعمیم داده شود و مبنای حقوق انسانها قرار گیرد ، آنوقت دگر جنسـ گرایان بیشتر ازهمه دچار مشکل می شوند ، ، چون تعداد دگر جنسـ گرایان روانی ، قاتل ، متجاوز ، شکنجه گر ، دیکتاتور بیش از همه است . همین فکر به امر اعتراف عمومی نسبت به حقوق همـ جنسـ گرایان کمک شایانی کرد

تغییرات مثبت صورت گرفته در دیدگاه عمومی جامعه در مورد گرایشات جنسی ، جنسیت و همـ جنسـ گرایی و فعالیتهای همـ جنسـ گرایان در جامعه و علنی شدن هر چه بیشتر افراد همـ جنسـ گرا و فعالیتهای آگاه سازی مردم ازاطلاعات علمی و تحقیقات و پژوهشهای علمی اخیر ، همه و همه دست به دست هم دادند و به تغییر دیدگاه و مواضع جامعه روانکاوان و روانشناسان و روانپزشکان آمریکایی درباره همـ جنسـ گرایی انجامید .

انجمن روانپزشکان آمریکا که تا 1973 میلادی همـ جنسـ گرایی را به عنوان یک بیماری درلیست بیماریهای خود کلاسه کرده بود ، به تجدید نظر پرداخت و همـ جنسـ گرایی را رسما از لیست بیماریهای روانی و جنسی خط زد و حذف نمود . به دنبال آن انجمن روانشناسان آمریکا و انجمن کارکنان خدمات اجتماعی هم به تبعیت از انجمن روانپزشکان به دفاع از همـ جنسـ گرایی به عنوان یک گرایش عادی و طبیعی و ذاتی پرداختند

در اول ژانویه 1993 سازمان بهداشت جهانی (who ) هم جنسـ گرایی را از لیست بیماریهای خود حذف کرد و آن را به عنوان یک پدیده طبیعی و گرایش عادی به رسمیت شناخت . دلیل تاخیر زیاد سازمان بهداشت جهانی در به رسمیت شناختن همـ جنسـ گرایی ، مخالفت و مقاومت نمایندگان کشورهای دیکتاتورزده عضو این سازمان بود، که باعث شدند جمله بندی ها هم حتی الامکان کمرنگ شوند . اما جمله اصلی در اسناد سازمان بهداشت جهانی می گوید :

(( نفس گرایش جنسی به عنوان اختلال تلقی نمی شود ))

بعد از سال 1973 ، تعداد هر چه بیشتری از کشورها قوانین خود را بر اساس آخرین دستاوردهای علمی درباره جنسیت و گرایشات جنسی و همـ جنسـ گرایی تنظیم نمودند و در این مسیر ، حقوق اجتماعی -- مدنی همـ جنسـ گرایان را در قوانین خود تثبیت کردند ، تا جائیکه در کشورهایی همچون دانمارک ، سوئد ، نروژ حق رسمی و قانونی پیوند و رابطه دو همـ جنسـ گرا به عنوان یک زوج هم به رسمیت شناخته شد و کشورهای دیگر همچون هلند ، آلمان ، فرانسه و انگلیس هم در راه اطلاح قوانین خود می باشند

تلاش برای تثبیت حقوق همـ جنسـ گرایان تنها شامل کشورهای غربی نمی باشد . سالهاست که همـ جنسـ گرایان کشورهای غیر غربی ، از تایلند تا ترکیه ، از مکزیک تا ایران ، از لبنان و مصر تا تایلند و چین و آفریقای جنوبی ، در تلاش برای دستیابی به حقوق خود هستند و دستاوردهای مهمی هم داشته اند

پانوشتها :


Ronald Bayer. 1987. Homosexuality and American Psychiatry: The politics of Diagnosis. Princeton University press. Princeton New Jersey.USA

Harold I. Kaplan, MD, Benjamin J. Sadock, MD, Jack A. Grebb, MD. 1994. Kaplan and Sadock's Synopsis of Psychiary Behavioral Sciences Clinical Psychiatry . 7 th edition. William and Wilkins. Baltimore, Maryland, USA

Kinsey

Ford

Beach

Evelyn Hooker
.

۳ نظر:

دیوونه گفت...

سعید جان سلام.
بقدری کامل مسایل رو مطرح میکنی که دیگه جای هیچ حرفی نمیمونه.متاسفانه علاوه بر عدم آگاهی درست , یه سری اعتقادات نادرست هم بر سر راه جاافتادن موضوع همجنسگرایی در کشور ما وجود داره.نمیدونم باید چکار کرد اما فکر میکنم بخاطر اینهمه سال کم کاری در این خصوص, برای بروز شدن و عادی شدن مساله بین مردم, کار شاقی پیش رو باشه.نمیدونم حرفم رو درست طرح کردم یا نه.اما بخودت میخوام بگم : نگران نباش , من یکی همیشه پابه پات هستم و هر کمکی بتونم انجام میدم.نه بخاطر اینکه احساس میکنم تو با من فرقی داری یا از سر دلسوزی , نه . فقط به این خاطر که به شخصیت تو بعنوان یک انسان احترام زیادی قایل هستم

سعید هومو گفت...

سلام دوست عزیز و گرای ام . اول از همه باید از احساس زیبای شما در خصوص رعایت حقوق و احترام به همه بنده های خداوند است نهایت تشکر را کنم منم معتقدم هر انسانی جدای از چیستی و کیستی اش با توجه به ویژگیهای خاصی که دارد هر چند شاید باعث تمایز و تفاوت با دیگران شود اما در کل از ماهیت و هویت انسانی اش کاسته نمیشود و باید محترم باشد و حقوقش ادا شود . در مورد این مطلب که از نظر نگاه تاریخی در خصوص تحقیقات و مطالعات نگاشته شده و در مجله ماها منتشر شده دید دیگری نشان میدهد و من فقط جهت مطالعه منتشر کردم به قول معروف مطالعه آزاد

hamlet گفت...

سلام سعید جان
مطالبی که میذاری واقعا خیلی میتونه دید مردم رو نسبت به همجنسگرایی تغییر بده.. ولی مشکل اینجاست که باید خواست که اینچنین مطالب رو دید و خوند... چون محدود به اینترنت ه. اگه توسط رسانه ها اطلاع رسانی میشد چقدر میتونست تاثیر مثبتی داشته باشه.. ولی حیف که امکانش نیست. تازه همچین مواقعی آدم فکر میکنه رسانه های فارسی خارج از کشور به چه دردی میخورن!