قـوم لوط مصداق همجنسبازان است نه
.
همجنســگرایان
همگی با روایت قوم لوط که محکمترین و معتبرترین سند مخالفان مذهبی حتی غیر مذهبی با همجنسگرایی است آشنایی دارند ، حتی اگر شخصی تا بحال بطور مفصل این روایت را نخوانده باشد کمابیش بطور مختصر بین آیاتی از آیات قرآن بطور پراکنده خوانده و یا تفسیر و تعبیر آن را شنیده است
گذشته از اینکه روایت قوم لوط بطور مفصل و کامل در تورات آمده و فقط قسمتهایی از آن به اختصار در قرآن می باشد ، جای بحث بسیار دارد . بخصوص در عصر ما که علم روانشناسی اطلاعاتی ارائه داده است که موجب جداسازی و تمایز مردمان روایت قوم لوط با مردمانی که امروزه طبق علم روانشناسی همجنسگرا نامیده می شوند ، می باشد
هر چند خود روایت حاوی نکاتی است که سوال برانگیز می باشد اما من قصد دارم تنها با توسل به حقایق علمی فرق و تفاوت بین مردمانی که داستان قوم لوط از آنان یاد می کند را با مردمانی که علم امروز از آنها تعریف می کند بیان کنم
طبق روایت مردمان قوم لوط مردمانی بودند که در ابتدا زندگی سالمی داشتند ، مردمانی بودند که همگی دارای خانه و خانواده ای بودند ، اما بعدها به یکباره در اثر شهوت رانی بیش از حد خود از همبستری با همسران خود سر می زنند و به جای نزدیکی با همسر جنس مخالف خود با همجنسان خود معاشقه می کنند ، در همین جا طبق خود روایت این حقیقت روشن می گردد که مردمان قوم لوط از اول با همجنس خود معاشقه نمی کردند بلکه ابتدا با همسری از جنس مخالف خود معاشقه داشتند و حتی صاحب فرزند بودند ، و این یعنی مردمان قوم لوط در واقع دگرجنسگرا بودند اما بخاطر همان شهوت رانی بی حد خود طبق روایت به همجنس خود روی می آورند . اینجا چند نکته اساسی وجود دارد
1 – از نظر علم روانشناسی چنین برداشت می شود که مردمان قوم لوط بطور ذاتی گرایش به جنس مخالف داشته اند یعنی دگرجنسگرا بودند ، نه همجنسگرا
2 – از نظر علم روانشناسی در هر جامعه ای بطور میانگین 10% آن با گرایش جنسی به همجنس متولد می شوند نه کل جمعیت آن جامعه ، این نیز دلیلی دیگر است بر این حقیقت که مردمان قوم لوط همجنسگرا نبودند بلکه دگرجنسگرایانی بودند که بخاطر همان شهوت خود با همجنسان خود معاشقه نمودند
3 – از نظر علم روانشناسی گرایش جنسی غیر قابل تغییر است ، چنانکه نه می توان فرد همجنسگرا را دگرجنسگرا نمود و نه می توان فرد دگرجنسگرا را همجنسگرا . و این که طبق روایت قوم لوط همه مردمان قوم لوط به یکباره گرایش جنسی خود را تغییر داده اند بحثی غیر علمی و غیر منطقی است
4 – از نظر علم روانشناسی فرد همجنسگرا ، فردی است که ذاتأ با گرایش جنسی به همجنس متولد می شود و در طول رشد و زندگی خود با همین گرایش بزرگ می شود و به زندگی ادامه می کند . که با توجه به روایت قوم لوط چنین مشخص می شود که مردمان قوم لوط ذاتأ همجنسگرا نبوده اند بلکه دگرجنسگرا بوده اند
5 – به فردی که ذاتأ دگرجنسگرا می باشد اما بر خلاف گرایش جنسی خود ( جنس مخالف ) بخاطر شهوت رانی و یا تجربه ای جدید با همجنس خود رابطه برقرار می کند ، همجنسباز گفته می شود نه همجنسگرا
پنج موردی که در بالا بدان ها اشاره کردم از نقطه نظر علمی بود که با توجه به این نکات علمی می توان به وضوح تفاوت بین مردمان قوم لوط را با افرادی که از نظر علمی همجنسگرای واقعی نامیده می شوند متوجه شد ، و فرق بین فرد همجنسباز با همجنسگرای واقعی را دریافت
در داستان قوم لوط که خود به تنهایی نیز نکات مبهمی دارد ، ریشه همخوابگی مردان با مردان ، و زنان با زنان شهوت رانی آنان ذکر شده است ، نه گرایش جنسی آنان و به هیچ عنوان به گرایشات جنسی اشاره ای نشده و بطور غیر معقولی روایت می کند که همه جمعیت شهر به یکباره از همسران جنس مخالف خود روی می تابند و به همجنسان خود روی می آورند !!! همانطور که در خطوط بالا اشاره کردم از منظر روانشناسی چنین چیزی غیر ممکن است زیرا محال است که کل جمعیت یک جامعه ای ، یک شهری ، یک کشوری همگی همجنسگرا باشند ، حتی اگرهمجنسگرایان واقعی باشند این محال و غیر ممکن است که صد در صد جمعیت شهری همجنسگرا باشند ، همانطور که هم اینک فقط عده معدودی با این گرایش متولد می شوند و وجود دارند ، درست مانند دیگر مواردی که عده ای کم با بیماری ای خاص و یا نقصی خاص متولد می شوند نه همه جمعیت آن جامعه
و طبق روایت مواردی غیر از همجنسباز شدن مردمان قوم لوط وجود دارد که نشان دهنده این می باشد که همجنسبازی مردمان قوم تنها عامل عقوبت الهی نبوده ، بلکه غارت و تجاوز به کاروانانی که از شهر آنان عبور می کردند باعث شده بود که خداوند در جایی خطاب به قوم لوط بفرماید : شما مردمانی متجاوزید
بگذریم قصد بحث بر سر سایر نکات را ندارم ، هر چند دوستی ارجمند ( جناب آقای سپنتا ) قبلأ بطور مفصل بند بند داستان قوم لوط را مورد بررسی و تفسیر قرار داده است ، بنده فقط به اشاره نمودن همان نکات علمی بسنده می کنم که همان چند نکته به حق گویای تفاوت بین مردمان روایت قوم لوط با همجنسگرایان واقعی می باشد
نکته دیگری که قابل تأمل است این می باشد که همجنسگرایان واقعی همجنسگرا هستند ، منظورم این است که همجنسگرا متولد می شوند اینطور نیست که بعد از مدتی همجنسگرا بشوند ، این تفکر و تصور از دیدگاه علمی نیز نادرست است که گمان کنیم فردی ابتدا دگرجنسگرا بوده بعدأ همجنسگرا شده !!!
نتیجه کلام اینکه حتی اگر روایت قوم لوط ، حکایتی بی نقص باشد ، با توجه به حقایق علمی امروز ، به روشنی ثابت می شود که مراد از مردان و زنان قوم لوط ، مردمانی همجنسباز بوده است نه همجنسگرا
در زیر آدرس مقاله آقای سپنتا را که تفسیر متفاوتی از دیدگاه یک همجنسگرا با توجه به علم روانشناسی و همجنسگرایی نگاشته شده است را برای علاقه مندان می گذارم و توصیه می کنم حتمأ با دقت بخوانید زیرا حاوی نکاتی است که روایت را به زیبایی و بطور کامل مورد بررسی قرار داده اند
داســــتان قــــوم لـــــوط
۱۶ نظر:
سلام سعید جان
به تنها نکته ای که مذهبیون برای انکار ما دارن اشاره کردی و مطلب رو خیلی ساده و روشن توضیح دادی.
فقط یک مساله.. و این که مخالفان ما اصلا بحث های علمی رو قبول ندارن که بتونیم از طریق اون ثابت کنیم که عزیز من اونها همجنسباز بودن ما همجنسگراییم.. این دو تا به هم ربطی ندارن!
همین متجاوزینی که دارن به زندانیها تجاوز میکنن از حامیان سرسخت این داستان اند.
کسانی که مخالف همجنسگرایی اند فقط مخالف اند.. دلیل خاصی ندارن فقط میگن نه!!!
سلام هاملت عزیز . متاسفانه حق با شماست . مخالفان هیچ گونه درکی برای پذیرش عوامل پزشکی و روانشناسی راجع به این موضوع ندارند ، همیشه این سوال رو از خودم میپرسم یعنی قتل نفس و کشتن بنده زنده خداوند جرمش و قبحش کمتر از رابطه جنسی است ؟ اگر و فقط اگر کمی از زوایه علمی به این مسئله نگاه کنند میبینند که چه گناه عظیمی است کشتن بنده بیگناه خداوند اماافسوس و باز افسوس
سلام داداش
مرسی از حضور سبزت...
و مرسی از آرزو های قشنگت ...
من برات آرزو میکنم لحظه لحظه زندگیت با عشق همراه شه ...
من شما رو لینک کردم...
منم از آشنایی با شما به خود میبالم
به امید دوتسی بیشتر ...
سلام سعید جان
مدت زیادی بود که وبلاگتو میخوندم حتی اون موقعه که تو بلاگفا مینوشتی
باید بگم مطالبت خیلی عالیه و خوبه و دوست دارم باهات تبادل لینک داشته باشم
سلام سعید. فکر نمی کنم تا به حال برایت نظر داده باشم. اما اینجا نمی توان نظر نداد.
اگر به هر شکل بازی با جملات و بازی با کلمات مذهبی کمکی می کند این کار را بکن. اما من گمان نمی کنم!
همیشه افراد برای مخالفت با هر کس یا تایید هرچیز دست به گریبان مذهب و علم می شوند. حتی اگر باورش نداشته باشند.
پست قبلی ات را هم دیدم. ما فقط می توانیم نظرهای دیگران را که بر پایه ی میزان شعور و عقل و تجربیات آنهاست ببینیم. بسنجیم و یا اهمیت ندهیم.
فراموش نکن که ما هرکدام در یک بخش پازل آفرینش هستیم و شرایط متفاوت است.
موفق باشی
سلام آلفونس عزیز . دوست گرامی تعبیر بازی با کلمات و جملات حال از هر نوعش مذهبی یا غیر مذهبی ، تعبیر معقول برای نقد یا تعریف نیست . به همان اندازه که همیشه برای نفی یا رد نمودن چیزی می توان متوسل به مذهب و علم شد نیز می توان برای اثبات صحت و قبول و پذیرش چیزی متوسل به همان علم و مذهب شد . و میتوان هر یک از این دو را ( علم و مذهب )با ماهیت یکدیگر به چالش کشاند . به نظر بنده از طریق همین قرار دادن این دو روبروی هم می توان نواقص هر یک را مشخص نمود و این یعنی همان کمکی که امکانش موجود است چه در جهت نفی و مردود نمودن و چه در جهت صحت و قبول نمودن . بله دوست عزیز شرایط متفاوت است و هر یک از ما بخشی از این جهان متفاوت هستیم و متاسفانه به قول شما هر کسی از دیدگاه خود به جهان و حقایق پیرامون خود می نگرد
سلام سعید عزیز
پس از مدتها دوباره وبلاگتو یافتم می دونی از چه چیز بسیار خوشحال شدم از هدر وبلاگت بسیار زیباست و تصویر جالی می باشد خوشحالم که وبلاگ همجنسگرایی سیاه و تاریک نیست و می تواند رنگین کمانی باشد .
پیروز و پاینده باشید -
یه بار دیگه سلام.با مطلب ( و باز هم , سلام ) آ
ممنون که اهل جواب دادن به نظرات هستی.
بعضی وقتا که میام وبت با خودم میگم چه جنگ سختی رو سعید پیش رو داره.باید حرفایی رو که خیلی ها ازش فراری هستن , بهشون بگی و بفهمونی.اما دیوار تعصب مگه میذاره.دیوار باورهای کورکورانه مگه اجازه میده.اما من یکی باهاتم و کنارتم.هرکاری از دستم برآد به دیده منت انجام میدم.موفق باشی
سلام.سعید جان یه زحمت داشتم.اگه میشه وب ناگفته های تاریخ رو حذف کن و بجاش وب شعرای یه دیوونه رو لینک کن.آدرسش رو هم توی همین نظر گذاشتم.توی پیوندای خودمم هست.وقت کردی برو ببین
با مطلب " چقدر زود دیر میشه " آپم
کاملیای عزیز ، خواهر گرامیم . ممنون از اینکه با حوصله حرفهای دل مرا که حرفهای همه همنوعان من است را خواندی و بدون هیچ تعصب و پیش زمینه ذهنی قبلی که همه دارند اینبار از روی منطق و درک احساسات من و همنوعان من گوش به سپردن دادید تا با درد دیگری از دردهای بشر آشنا شوید . شخصا از نظر شما بسیار خوشحال شدم و خدا را شکر کردم که هستند کسانی که معنی حرفهای مرا می فهمند . برایم دعا کنید بخصوص در این ماه مبارک
سلام
امیدوارم جوابم رو بخونید
خیلی توی صحبت هات از واژه علم روانشناسی استفاده می کردی
اما لازمه به این نکته دقت بکنی که روانشناسی ماهیت علمی نداره
چون در این صورت کارش کلاسه بندی کردن آدم هاست واین اساسا باطله
عموما به این صورته که یه نظریه پرداز با بررسی چند جامعه محدود حکمی می کنه و عده ای مخالف و موافق اظهار نظر می کنن
در صورتی که راهکار علم برای بررسی یک موضوع ایجاد فضای ایزوله است
شاید توی فیزیک بررسی عواملی که روی حرکت یه جسم تاثیر می ذارن کار پیچیده ای نباشه اما توی یه جامعه انسانی روابط خیلی پیچیده تر از این حرف ها هستند
به ندرت پیش می اد که بشه یه نفر رو در بدو تولد سوال پیچ کرد که آیا شما نسبت به این خانم پرستار تحریکاتی داشتید یا نه
این نوع اظهار فضل های روانشناسان عزیز اساسا بی منطق هستند و مستلزم این که کلا یه جامعه رو روز اول تولد دسته جمعی کرده باشند توی زندان انفرادی و بعد 20 سال ببینند میان طرف یه مرد یا یه زن ...
و از این قبیل
این که شما ادعا می کنید که همجنس گرا هستید و از اول هم همین طور بودید صرفا یه ادعاست که نیازمند اثباته
اما این افراد تاثیراتی رو از محیط پذیرفتند که نتیجه اون تاثیرات به صورت ناخودآگاه ان ها رو محددود کرده این تاثیر می تونه یه بی محلیه خیلی ساده باشه
می تونه یه بایکوت ساده در دوران کودکی باشه
یا خیلی اتفاقات عاطفی دیگه
به یک دلیل بسنده می کنم و ازت می خوام خوب روش فکر کنی
شما ادعا می کنی که خوف خدا داری و علی القاعده بهش ایمان داری
می خوام بگم مطمئن باش اگه خدا اون طور که شما ایمان داری باشه و شما رو خلق کرده باشه
می دونه چه خبره
می دونه چی توی وجود شما گذاشته و می دونه این وجود چطور ممکنه تغییر پیدا بکنه
قطعا حکمی که برای شما در نظر گرفته شده مطابق با تمام ابعاد وجودی شماست
اگه تحریف نکنن و اگه توی ذهن خودت تحریفش نکنی
توی قران انذار داده شده از این که انسان ها راجع به چیزی که نسبت بهش علم ندران صحبت بکنن
وای به حال کسانی که علمی ندارن و فکر می کنن عالمن
montazere javabe shoma ba onvane Hamjensgara be in Email hastam
sajad.maleklou@gmail.com
سلام دوست ناشناس عزیز ، ممنون از توجه تان ، در مورد اینکه فرمودید روانشناسی ماعیت علمی نداره خدمتتان عرض کنم هرگاه در این باره صحبت میشود یا استناد به مطالعات و نتایج روانشناسی میگردد ، گفته میشود بنابر علم روانشانسی ، بنابر علم روانپزشکی ، بنابر علم سکسولوژی ، منظور اینکه فرمایش شما در مورد نداشتن ماهیت علمی روانشناسی نادرست است . در مورد نظریه ها و نظریه پردازها میتوان گفت این نظریه ها و نظریه پردازها شامل همه شاخه های علمی دیگر میشوند ، اما استناد بنده بر حقایق و اسناد و حقایق علمی است که نظریه نیستند بلکه یک نتیجه اثبات شده علمی است مثل تفاوت ساختار مغزی همجنسگرایان با دگرجنسگرایان بر اساس اسکن مغزی بین این دو حاصل شده است . در مورداینکه فرمودید اظهار فضل روانشناسان بی منطق است مخالف نظر شما هستم ، به قول شما هیچ فردی را در همان بد تولد نمیتوان سوال پیچ کرد که چه و چه ، اما شما فراموش نکنید که همین اظهار فضل روانشناسان بر اساس تحقیقات هم بر روی روان و هم بر روی فیزیک افراد ( ساختار مغزی فرد و ساختار بیولوژیک فرد ، هورمونها و .... ) بوده است که روشن نموده گرایش جنسی فرد از همان دوران جنینی شکل بنابر دلایل خاص خود شکل میپذیرد و این یک نظریه نیست بلکه یک نتیجه اثبات شده علمی است . ادعای بنده و همنوعان بنده بر اینکه از ابتدا چنین بودیم بر این اساس است که اولا : حتی اگر هیچ مطالعه علمی داشته باشیم و هیچ گونه شناختی در مورد گرایشات جنسی داشته باشیم ، از همان زمانی خود را شناختیم و قدرت تشخیص و تمیز داشتن را داشتیم متوجه شدیم که در از نظر گرایش جنسی با دیگران تفاوت داریم و این تفاوت را کاملا و بطور آشکار احساس میکردیم همانطور که در مورد جنسیتمان شکی نداشتیم ، دوما : بعد از تحقیق در مورد خودمان و اینکه چرا اینگونه هستیم با عوامل و دلایل علمی گرایشات خودمان آشنا می شویم . همانطور که میدانید هیچ معلولی بی علت نیست و ما نیز با علل اینگونه بودن خودمان از همان بدو تولد آشنا می شویم ، و یک ادعا نیست بلکه حقیقت محض است . در مورد اینکه میفرمائید تاثیرات محیطی ممکنه بر این گرایش نقشداشته باشد باید به عرضتان برسانم اگر همه مطالب منتشر را بخوانید این نکته را هم خواهید خواند که منظور از نقش محیط همان محیط درون رحمی مادر است و اما محیطی شما منظورتان است تنها بر تثبیت و یا تضعیف گرایش و رفتار جنسی موثر است نه بر خود ماهیت گرایش و هویت جنسی ، بدین معنی که محیط خارجی میتواند کمکی برای هویدا کردن و رشد دادن گرایش و هویت جنسی فرد باشد و یا برعکس دلیلی بر پنهان نمودن و انکار نمودن گرایش و هویت جنسی فرد باشند اما هرگز نمیتواند اصل گرایش و هویت جنسی فرد را تغییر دهد . در مورد بحث خداوند ، خوف از خداوند در بنده دقیقا همانند همان حس خوف شما از خداوند است ، در آن دورانی که هنوز شناخت درستی از خود نداشتم بخاطر گرایش جنسیم نمینوانم بگم خوفی داشتم بلکه در ذهن خود احساس گناه میکردم اما وقتی نسبت به خود و دلایل اینگونه بودن خود شناخت پیدا کردم ، نه تنها آن احساس گناه از من درو شد بلکه شناخت بهتری از خداوند یافتم ، و زمانی که به روانشناس و روانکاو خود مراجعه مینمودم تک تک انان اولین چیزی که به بنده میگفتند این بود که اصلا نگران و حراسان نباشم و این اطمینان را به من میدادند تنها نیستم بلکه درصدی از مردم اینگونه هستند فقط مراقب رفتار خودم باشم تا در این جامعه با چنین تفکری برای خود مشکل درست نکنم و اینکه آنها تنها قادر به کمک درمان افسردگی ماها هستند نه درمان گرایش جنسی و هویت جنسی ما زیرا چنین چیزی محال است اما بطور مسلم کمک بسیار بزرگی در رفع استرسهای ناشی در ماها دارند و بیشتر همجنسگرایان برای رفع افسردگی خود نزد روانشناس یا روانپزشک میروند نه تغییر گرایش جنسی . بله بنده سالها پیش به این اطمینان رسیدم که همان خداوندی که شما را آفرید منرا نیز آفرید همان خداندی که قدرت آفریدن شما را به عنوان دگرجنسگرا داشت میتوانست منرا مثل شما دگرجنسگرا بیافریند اما همان خدا منرا بنابر چه حکمتی که فقط خودش میداند همجنسگرا آفرید ، و همین اطمیان امروز باعث شده که اولا حس گناهی بخاطر نوع آفرینشم نداشته باشم بلکه و دوما ایمان داشته باشم که به گفته خود خداوند هر بنده ای بر اساس توانایی هایی به او داده بازخواست میکند . بله وای به حال کسانی که نسبت به حقیقتی علمی ندارند اما بر اساس عقیده و افکار مذهبی و یا حتی احساسات منفی خود به ان حقیقت حکم صادر میکنند و اظهار علم و دانش میکنند . و به نظر حتی زمانی که یک حقیتقی بطور کامل مشخص نیست نباید در موردش قضاوت و پیشداوری صورت گیرد و مهمتر بخاطر همین محتملات باید از احکام و تحریفات قطعی حذر کرد البته اگر تعصبات و احساسات منفی غالب بر منطق نشود
بچه شهر:
من به خود انسانها با هر عقیده ای که دارن احترام میذارم ولی به هر عقیده ای احترام نمیذارم! این برداشت فعلی از اسلام خیلی پلیدتر از اینه که بشه باهاش کنار اومد.
به نظر من دین یه بسته از حقیقت نیست که از اسمون افتاده باشه پایین. وحی و عصمت و .. همه نسبی هستن. حرف چرت و مزخرف هم توش هست. حرف حساب و جالب هم هست.
از اینکه میبینم آدمهای شبیه خودم وجود دارن خوشحالم. دوستتون دارم.
ارسال یک نظر