همه می دانند که بیماریهای مادرزادی بسیاری هستند که به دلایل خاصی ممکن است فردی با آن بیماری و اختلال متولد شود ، چه اختلالات فیزیکی و چه اختلالات روانی . اما از آنجا که طبق ضرب المثل قدیمی عقل مردم به چشمشان است ، اکثریت مردم بیماریها و اختلالات جسمی و فیزیکی را بهتر و بیشتر قبول می کنند حتی با دلسوزی و یاری سعی می کنند به فرد مورد نظر در تحمل مشکل و بیماری اش کمک کنند ، اما متاسفانه چون اختلالات روانی و مهمتر از آن عوامل اختلالات روانی قابل رویت با چشم نیست کمتر و یا هرگز مورد توجه قرار نمی گیرند لذا خیلی به ندرت از سوی همین مردمی که فقط به چشمهایشان اعتماد دارند مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد و باز شاید هرگز مورد تحقیق و بررسی قرار نگیرد ، مثل همین گرایش جنسی ما همجنسگراها ، البته ناگفته نماند که بسیاری از اختلالات روانی هستند که برای اکثریت مردم قابل درک و لمس ، و دیدن با چشم بصیرت می باشند ، اما گرایش جنسی ما همجنسگراها باز مصداق ضرب المثل قدیمی دیگری را می یابد که می گوید : تـافتـه جــدا بافتـه
چــرا ؟ واقعــأ چـــرا ؟
چرا فقط به دلیل تعصب و باور مذهبی که به درستی مورد تحلیل قرار نگرفته ما تافته جدا بافته حساب می شویم ؟
لطفأ به پاراگراف زیر که از متون کتب روانشناسی برداشته شده است و امثال این پاراگراف در این کتب بسیار می باشد دقت نمائید :
ساختار محیطی ، همان محیط رحمی مادر است که در دوران بارداری ، جنین در آن رشد می کند ، و عوامل درونی محیطی ، همان ترشحات هورمونی مادر می باشد که در شرایط مختلف ممکن است دچار اختلالات هورمونی گردد ، که این اختلالات هورمونی هم بر ساختار فیزیکی جنین و هم بر ساختار روانی جنین اثر گذار می باشد و به همین دلیل و در اثر این اختلالات محیطی ، جنین با نارسائیهای فیزیکی و یا با اختلالات روانی متولد می گردد ، طبق علم ژنتیک برروی هر کروموزم ، گونه های بیشماری ژن وجود دارد ، که این ژنها نقش انتقال خصوصیات شخصی از هر نظر را دارند ، ممکن است یک ژن سالم دراثر عوامل محیطی خارجی به یک ژن معیوب تبدیل گردد و بر روی کروموزم اثر بگذارد که این ژنها در اثر عوامل خارجی همچون استرسها ، فشارهای روانی ، بیماری ، استفاده داروهای مضر، مصرف مواد مخدر ، مصرف مشروبات الکی و ... توسط مادر در دوران جنینی کودک باعث ایجاد اختلا لات هورمونی مادر گردد و در نتیجه بر پروسه رشد جنین اثر بگذارد که یکی از تاثیرات ناشی از اختلا لات ترشحات هورمونی مادر در دوران جنینی کودک ، تاثیر بر نوع و گرایش جنسی جنین است ، در واقع در اثر ترشحات هورمونی مادر در دوران رشد جنین بر قسمتی از مغز جنین که در شکل گیری و جهت یابی نوع گرایش جنسی انسان موثر است ، اثر می گذارد . این قسمت از مغز انسان که sexually dimoorphic nvcles of the preoptic area نامیده می شود در هیپوتالاموس مغز واقع است ، که نقش مهمی در تمایز بین ترشح هورمونهای جنسی مردانه و زنانه و رفتارهای جنسی ویژه آن که شامل گرایش و میل جنسی است را دارد ، مطالعات اخیر حاکی از آن است که ممکن است اجزاء زیستی و ژنتیکی در گرایش جنسی نقش داشته باشند . گزارش شده است میزان آندروژنهای جاری در مردان همـجنسگرا کمتر از مردان غیر همجنسگراست . به نظر می رسد هورمونهای دوران جنینی در سازمان دهی دستگاه عصبی مرکزی نقشی موثردارند ، ادعا شده حضور موثر آندروژنهای دوران جنینی در گرایش جنسی نسبت به زنان تاثیر دارد و کمبود آندروژنهای این دوره یا عدم حساسیت بافتی نسبت به آنها ممکن است سبب گرایش جنسی به سمت مردها شود . دخترهایی که در دوران جنینی در معرض مقادیر زیادی از آندروژن بوده اند پیش از سن بلوغ معمولا پرخاشگرند و پسرهایی که در رحم مادر در معرض مقادیر فراوانی هورمونهای زنانه بوده اند نسبت به سایر پسرها قاطعیت ، پرخاشگری و روحیه ورزشی کمتری دارند ، زنهای مبتلا به پر کاری قشر غده فوق کلیوی بیشتر از جمعیت کلی همجنسگرا یا دو جنسـگرا می شوند
بله ، در همین پاراگراف که گوشه ای از عواملی که در تعیین گرایشات جنسی انسان نقش دارند گفته شده برای اکثریت مردم واژه گانی بیگانه هستند ، و چون اثر همین عوامل بر روی فردی که ناخواسته با گرایش جنسی به همجنس متولد می شود برای اکثریت مردم قابل درک ، لمس ، و دیدن نه با مردمک چشم و نه با چشم بصریت است ، ما تافته جدا بافته خوانده می شویم
اما گناه ما چیست ؟ ما که دقیقأ با همان دلایل که منجر به شکل گیری نوع گرایشمان شده و بی آنکه بخواهیم و نقشی داشته باشیم در اثر اختلالات ذکر شده چنین به دنیا آمدیم ، چرا باید از دیگر افرادی که در اثر اختلالات خاصی دچار روانی خاص می گردند جدا انگاشته شویم ؟
ما تافته جدا بافته نیستیم ، ما هم از شمائیم
۱۷ نظر:
سلام سعید جان
متنی که گذاشتی خیلی جالب بود. عجب شانسی اوردیم تو همجنسگرا شدی و من با یه کم خوش شانسی! بیشتر این شدم. ممکن بود همراه اینها شیدا یا نابینا یا .... میشدیم!.. همیشه بخاطر اینکه بیماریم چیزی نیست که غیرقابل تحمل باشه و حتی درمان داره شاکر بودم.
باور میکنی از این بودم ناراحت نیستم.. خب بودم ولی حالا نیستم.. که هیچ خوشحالم هستم... اینو جدی میگم.. متفاوت بودن نتنها بد نیست که خیلی هم خوبه. حداقلش این که بخاطر تفاوتم سعی کردم بیشتر آدم ها رو بشناسم و درک کنم... بخاطر نیازم یا درک شدن یا هر چیزی مهم نیست. این ولی طبیعی که تا آدم خودش مشکلی نداشته باشه سراغ دونستن چگونگی یا راه حلش نمیره. مثال سادش همجنسگرا هایی که از ترنسها اطلاعات درستی ندارن یا ترنسها که از همجنسگرایی چیزی نمیدونن.. دلیلش هم فقط نداشتن احتیاج به دونستن ه... یعنی تا وقتی تو زندگی شخصیشون تاثیر نداشته باشه... استریتها هم همینطور.
سلام هاملت عزیز . دقیقأ با حرفت موافقم ، تا زمانی کسی با مشکلی بطور شخصی روبرو نشده به دنبال حقیقتش و یا راه حلش نمیگرده . و دلیلش عدم نیاز به دانستن در مورد آن است . و این طبیعی هستش که هر فردی نسبت به مشکلی که داره تحقیق میکنه و سعی میکنه در مورد آن اطلاعات کسب کنه مثلا یک فردی که دچار دیابت هست یا معلول قطع نخائی هست مسلمأ خیلی بیشتر و خیلی دقیقتر از دیگران نسبت به مورد خود اطلاعات دارد
کی گفته شما تافته جدا بافته هستید.شما هم مثل من و دیگران انسان هستید و حق زندگی مساوی در کنار دیگران رو که خدا بهتون داده دارین.حالا بعضی ها میخوان یه قدم از خدا هم جلوتر برن , مشکل خودشونه.برن خودشون رو و ذهن پوسیده شون رو درست کنن.این مسایل توی خیلی از کشورها حل شده اما انگار ما عادت داریم همیشه از دنیا عقب بمونیم.سعید جان , وجودت خیلی باارزشه.به اینا گوش نده.مواظب خودت باش
سلام
وقتی جناب ا.ن در امریکا در جواب کسی که در مورد همجنسگراها ازش سوال کرد گفت ما اصلا در ایران همجنسگرا نداریم نمیشه انتظاری از مردم داشت.
درک این مسئله تو ایران به خاطر مذهبی و سنتی بودنش نیاز به کار و زمان داره.من از وقتی وبلاگ شما رو خوندم در مورد این موضوع خیلی باهاشون حرف زدم
دیگه مثل اون اوایل واکنش نشون نمیدن
به نظرم تونستن درک کنن که این افرینش وجودی یه نفره نه چیز دیگه.
سلام دیونه عزیز دوست گرامی ام . انشالله روزی برسه که اکثر مردم مثل شما با ذهنی روشن به حقایق اطرافشان نگاه کنند. مرسی از نظر لطف و محبتی که دارید به قول شما وجود هر انسانی با ارزش هست اما بعضیها وجود انسانها را با تعصبات و عقاید خاص خود با بی رحمی نادیده می گیرند و حقوقشان را پایمال می کنند حقوقی که خالق هستی خود به انها بخشیده اما به قول شما اینها از خداهم جلوتر پیش میروند و حق زندگی را بنابر تعصب و عقیده شان برای دیگران تعریف و تعیین می کنند افسوس و پناه بر خدا
کاملیای عزیز خواهر مهربانم . دقیقأ موافقم ، به نظر خود بنده نیز تا وقتی مردم هیچ منبعی برای کسب اطلاعات در این گونه مسائل ندارند طبیعی است که واکنش نادرستی داشته باشند . بالاخره هر چه باشد مردم هم قدرت درک و تشخیص دارند وقتی با این حقایق علمی آشنا شوند مطمئنا بنابر قدرت تفکر و تجزیه و تحلیلشان قادر خواهند بود باور ها و ذهنیت های نادرست خود را اصلاح کنند در ضمن از توجه شما ممنونم و باور کنید که همینکه شماها سعی میکنید به اطرافیان خود همین اطلاعات ناچیزی که بنده سعی دارم از واقعیت همجنسگرایی بیان کنم انتقال دهید بزرگترین کمک را به اقلیت مظلوم جنسی می کنید شخصأ از شما متشکرم
با مطلب " زیرآب ممنوع " آپم
سلام از اين كه به وبلاگم سر زديد ممنون.
شمادر حرفاتون حضرت لوط(ع)را متهم به زنا مي كنيد تنها استناد شما كتاب تحريف شده تورات هستش اگر شما مسلمان هستيد كه بايد بدوني كتاب تورات تحريف شده ميباشد در صورتي كه يحودي نما باشيد بدونيد كه سخت در اشتباه به سر مي بريد.
عمل لواط و زنا از طرف خدا حرام اعلام شده تنها يك راه براي ارزاي جنسي همان ازدواجي است كه از طرف خدا در قرآن حلال اعلام شده.دليل زن نخواستن شما و گرايش جنسي به همجنس جز دور بودن از حلالهاي خدا وتا آخر عمر با اين باورهاي همجنس گرايانه خود جز رسيدن به حرامات خدا چيزي نسيبت نميكند.
سایلر عزیز . ممنون از توجه تان . اولا بنده حضرت لوط را متهم به زنا نکردم بلکه نقل قولی بودید که بیان نمودم ، دوما استناد بنده بر دلایل گرایش جنسی به هیچ عنوان داستان قوم نیست دوست عزیز بلکه اسناد علمی و تحقیقات دانشمندان عصر حاضر است که نمونه آن اخرین تحقیق آنان در خصوص تفاوت ساختار مغز همجنسگرایان با دگرجنسگرایان هست گذشته از آن دلایل علمی دیگری که بنده به آنان استناد نمودم ، بنده مسلمان هستم و باید به عرضتان برسانم گرایش جنسی در تقابل با گرایش مذهبی نیست بلکه جدای از یکدیگر هستند . نظر شما در مورد دلایل علمی تعیین و شگل گیری گرایشات جنسی چیست ؟ آیا با وجود ثابت شدن عوامل یاد شده تنها با استناد به داستان قوم لوط میتوان حقیقت دلایل علمی را منکر شد ؟ شما در مورد ترنس سکشوالیسم چه اطلاعاتی دارید ؟ آیا در قران در مورد ترس سکشوالیسم هم مطلب و داستانی قید شده ؟ در کل هم بنده و هم دوست همجنسگرای بنده از ابتدا عرض نمودیم که بین همجنسباز و همجنسگرا تفاوت است و شما سعی کنید اولا شناخت بین این دو را حاصل نمائید و دوم همه را با یک عنوان و یک هویت محکوم نکنید . هیچ چیزی بدتر از تعصب و قضاوت زود هنگام نیست . و لطف کنید بفرمائید به نظر شما دلیل عدم گرایش بنده به جنس مخالفم چیست ؟ تا با دانش شما در این خصوص آشنا شوم
سلام از اين كه به وبلاگم سرزدي باز هم ممنون.
بله من هم موافقم هيچ چيزي بدتر از تعصب نيست. بدبختي امروزه بشريت سه چيز جهل تعصب و احساسات .امروزه ما وبلاگهاي زيادي ميبينيم كه به نيت بد نداشتن به قول شما (هممجنس گرا)بودن درحال فعاليت هستند ولي در باطن جز تبليغي براي همجنسبازي در آن پيدا نمي شود.اگر ليست اين وبلاگ ها رابخواهي به شما ميدم.برادر من شما به من مي گوييد چرا علاقه اي نسبت به جنس مخالف ندارم شما اين سوال را از نفس خودتون بپورسيد چون كه انسان در بيشتر مواقع پيرو نفس خودش هستش .شما در سر لوحه وبلاگتون نوشتين من زن نمي خوام چرا؟ جز اين كه پيرو نفس خودتي و به قول خودت هم جنس گرايي . گرايش به همجنس چه با قصد سكس چه به جز قصد سكس اين معني ميدهد كه من بنده نفس خود هستم نه بنده خدا چيزي كه خدا برايت حلال كرده.شما مي گوييد كه همجنس گرايي فقط يك رابطه عاطفي نه چيزي مثل سكس باشه درست از طرف ديگه ميگيد من زن نمي خواهم و از دخترها خوشم نمي آيد به اين معني كه شما نمي خواهيد ازدواج كنيد پس بفرماييد كه شما چگونه غريزه جنسيتون (ارزاي جنسي) را كنترل مي كنيد ؟
آيا جز ازدواج راهي براي كنترل غريزه جنسي هست ؟
من از شما ميخواهم كه به آيه 4و5و6 سوره مومنون رجوع كنيد.!
داستان قوم لوط تنها تذكري بيش براي مردم جهان نيست.
در بين صحبت شما و قوم لوط يك چيز مشترك هستش آن هم كه مي گوييد ما هيچ علاقه اي نسبت دختران نداريم!؟
برادر من خداوند از خواهش هاي نفساني طبق به آيه قرآن آگاه هست.
ممنون ميشم كه به سوالات من جواب بديد..؟
سلام سایلر عزیز . شما جواب منرا ندادید دوست گرامی ، شما حتی مطالب منتشر شده وب منرا نخوانید اگر یه نگاهی میکردید حداقل متوجه میشدید که گرایش جنسی انتخابی نیست که بنده به اختیار خودم انرا انتخاب کنم ، از ان گذشته شما داستان قوم لوط و آیه هایی را که تذکر دادید من آنها را بخوانم با حقایق علمی و اسناد معتبر علمی امروز چگونه ادغام می نمائید ؟ اگر تورات تحرف شده آیا این نتایج علمی عصر حاضر نیز تحریف شده ؟ میدانید از یک سو باور مذهبی وجود دارد و از یک سوی دیگر این اسناد علمی اثبات شده ، حالا به نظر شما چگونه باید این دو را کنار هم قرار داد ؟ شما همجنسگرا نیستید و تصور میکنید همه مثل شما گرایش به جنس مخالف دارند در حالیکه چنین نیست ، تعصب و جهل نیز باعث میشود برخی حقایق علمی را نپذیرند ، من هم بسیار دیده ام وبلاگهایی که همین دگرجنسگرایان ( کسانی که به جنس مخالف گرایش دارند ) بی نهایت مستهجن و مبتذل هستند ، اما درست است بیایم بگویم همه دگرجنسگرایان منحرف هستند ؟ انحراف اخلاقی و جنسی بین هر قشری هست چه همجنسگرا چه دگرجنسگرا ، موضوع چیز دیگری است و اگر کسی میگوید همجنسگراست بدانید چرا و به چه دلایلی میگوید ، دوست عزیز گرایش جنسی را با نفس اشتباه نگیرید اگر گرایش جنسی من به همجنس است بنابر عوامل علمی خاص خودش چه ربطی به نفس دارد ؟ خداوند برای شما که گرایش به جنس مخالف دارید و این حس را در وجودتان بی انکه خودتان بخواهید قرار داده بی انکه منم خواسته باشم گرایش به همجنس در وجودم قرار گرفته و برای شما ازدواج با جنس مخالف را امری برای نیل به آرامش بخشیده اما وقتی من از وجود یک زن هیچ گونه تحریکی در خود حس نمیکنم و دلیلشم بازمیگردد به دوران جنینی بنده که اگر مطالب وبم را میخوانید قدری اطلاعات در این خصوص کسب میکردید حالا به نظر شما چگونه باوجودیکه میدانم در وجود من گرایش به جنس مخالف نیست زن بگیرم ؟ چگونه میتوانم با یک زن باشم ؟ برادر جان خداوند از وجود من نیز مطلع است زیرا همان خدایی است که خودش مرا همجنسگرا آفرید وگرنه هم قدرتش داشت و هم علمش که منرا نیز مثل شما بیافریند ، مشکل اینجاست که شما فکر میکنید ما خودمان میخواهیم اینطور باشیم ، شما چی شد دگرجنسگرا شدید ؟ آیا خودتان نقشی در انتخاب گرایش جنسیتان داشتید ؟ آیا کار خاصی کردید ؟شما تا قبل از ازدواج چگونه نیاز جنسیتان را مهار میکنید ، شما تصور نکنید که چون ما همجنسگرا هستیم همواره به فکر س ک س هستیم ، ما هم مثل شما زندگی میکنیم ، منتها شما میتوانید ازدواج کنید اما ما مجبوریم شاید تا اخر عمر تنها بمانیم و بسوزیم و بسازیم
سلام سعید جووونم
ببخشید خیلی وقته بهت سر نزدم بخدا
همین الان وقتی کامنتهای sailor رو خوندم متوجه شدم ایشون به هیچ عنوان با این مطالب و حقایق علمی نه تنها آشنایی نداره بلکه بسیار شدید روی اعتقادات مذهبی و داستان قوم لوط تعصب داره
میخواستم بگم سعید جون زیاد بحث نکن چون همه ما تجربه کردیم که بحث بین این دو دسته یعنی اونا و ماها فایده نداره
بالاخره اون خواننده ای که این مطالب رو بخونه با عقل و منطق خودش حساب دو دو تا چهار تا میکنه و به یه نتیجه ای میرسه حالا چه اونوری چه اینوری
قربونت برم به منم سر بزن خوشحال میشم عزیزم
سلام سعید جووونم
امشب خیلی به یادت بودم وقتی می بینم کسایی مثل sailor اینقدر متعصبانه و با دید محدود به مشکلات انسانهای دیگر نگاه میکنند باز غمگین شدم
یاد خودم افتادم که همین حرفهارو شنیدم چه فحشهایی شنیدم چه نگاهایی رو تحمل کردم
خلاصه سعید جونم یه چیزی نوشتم تو وبلاگم که میتونم بگم برای تو نوشتم نازنیینم
البته به یاد روزا و شبایی که خودم و همه تی اس ها و هوموها اشک ریختند ولی کسی نفهیمد و کسی نخواست بفهمه
ناراحت نباشی ها فدات شم
مراقب خودت باش
همجنسگرائي اختلال نيست. نه اختلال ژنتيكي است و نه اختلال رواني. ضمناً بهتر است بداني كه اختلال با بيماري فرق دارد. درسته كه تأثير هورمونها در رحم مادر بر جنين باعث گرايش به همجنس مي شود، اما اختلال محسوب نمي گردد. اما ترنس سكشواليته يك اختلال محسوب مي گردد.با اين حساب ترنس سكشواليته هم بيماري نيست و فقط يك اختلال است.
سلام ناشناس عزیز . خود همجنسگرایی اختلال نیست ، بنده نیز میدانم . اما در اثر اختلالات هورمونی در دوره جنینی در رشد و شکل گیری گرایش جنسی جنین ایجاد میشود ، وگرنه خودش به نفسه اختلال و بیماری حساب نمیشود مثل نابینایی مادرزادی که در اثر عوامل خاص خودش جنین نابینا متولد میشود اما بیمار حساب نمیشود و همانطور که میدانید در اسناد سازمان بهداشت جهانی قید شده : نفس گرایش جنسی به عنوان اختلال تلقی نمیشود . منظور بنده در مورد عامل ایجاد این گرایش هست ، در مورد ترنس سکشوالیسم که اختلال در هویت جنسی ایست بدان معنا که فرد در هویت ظاهری و کالبدی خود با هویت درونی و روحی خود در تضاد می باشد و بدین جهت اختلال در هویت جنسی نامیده میشود
سلام خواهر گلم ستاره نازنیین ، خیلی خوشحال شدم که حضورتان را دیدم ، و خیلی ممنون از توجه تان . ستاره عزیز مهم نیست این خیلی طبیعی هستش که اختلاف نظر و عقیده وجود داشته باشد ، دوست عزیزمان سایلر هم برای خود دلایل و منطقی دارد . اما خوب به قول معروف سواره از پیاده خبر ندارد ، و مشکل اینجاست که اکثریت نمیدانند و نمیخواهند بدانند که ما چه ترنس چه هومو ناخواسته با این هویت و گرایش خلق شده ایم فقط اگر بتوانند اینرا برخلاف عقیده و احساس منفی شان نسبت به ما درک کنند آنگاه اتفاق به همان دلیل عدالت گرایی پی به بی گناهی ما میبرند چراکه فردی که بدون اختیار و بدون نقش داشتن خود دارای هویت و گرایشی متفاوت است نباید مورد بازخواست و توهین و ..... قرار گیرد که یکی از اصول اخلاقی است
سلام سعيد جان!
ممنونم، نظر لطف شماست، بله به نظر من تنها راه برون رفت از همه بحران ها؛ رفتن در آغوش خداست!
من براتون دعا می کنم، شما هم برای من دعا کن! البته نمی خوام معامله کنم ها! به عقیده من وقتی انسان برای دیگری دعا میکنه در واقع داره برای خودش دعا میکنه!
هنوز پست های جدیدتون رو نخوندم می خونمشون و نظر می دم ان شا الله
شاد باشید
ارسال یک نظر