۱۳۸۸-۰۳-۰۵

نگاه اول اکثریت به همجنسگرایی ( نگاه مذهـبــی )

از اونجائیکه همیشه افکار و عقاید و احساسات و ... اکثریت به اقلیت غالب میشود در مورد گرایشات جنسی هم که عده معدودی با گرایشات جنسی خاص وجود دارند و اقلیت جنسی رو تشکیل میدن این جبر و اعمال عقاید و تفکرات و احساسات اکثریت نیز حتی خیلی بیشتر و خیلی شدیدترخودش را نشان می دهد ، یعنی در کنار اقلیت هایی مثل اقلیت دینی ، اقلیت قومی ، اقلیت اعتقادی ، و ... اقلیت دیگه ای هم مثل اقلیت جنسی وجود دارد که بر خلاف اکثریت که گرایش به جنس مخالف دارند به همجنس خودشون گرایش دارند که مورد ظلم همه جوره از سوی اکثریت قرار میگیرند ، که مهمترین مخالفت و نفی وجود اقلیت جنسی از دیدگاه مذهبی هستش که اکثریت با نگاهی مذهبی حقیقت و ماهیت اقلیت جنسی رو نادیده میگیرند به آنها هیچ گونه حق وجود با داشتن حقوق خاص خود به عنوان یه موجود زنده نمی دهند । اما باید گفت اگر از همان دیدگاه مذهبی و اعتقاد به جهان آفرینش نگاه کنیم بدون شک همه می گوئیم که هر ذره کوچک این جهان را خداوند با توجه به علم و دانایی و قدرت و دانش نامحدود خودش آفریده است و بازم همه معتقدیم که خداوند هیچ خلقتی رو بی هدف و بدون اندیشه و بدون در نظر گرفتن ماهیت و حقیقت مخلوق خود در کنار سایر مخلوقاتش نیافریده و از آفرینش هر خلقتی هدفی داشته که همان انواع مختلف موجودات زنده و حتی بی جان در طبیعت بیانگر همین علم و دانش و قدرت خداوند است

حالا اکثریت مردم بدون اینکه هیچ شناختی از همجنسگرایی داشته باشند با تکیه به عقاید مذهبی خود اولا وجود همجنسگرایان را رد می کنند و دوما آنها را مخالف با خدا و دین خودشون می دانند ، در حالیکه به مهمترین نکته جهان خلقت توجه ای نمی کنند و آنهم این هست که هیچ توجه ای ندارند به اینکه چه کسی ، چه قدرتی ، چه خدایی همین همجنسگرایان را آفریده ؟

بدون شک همه موجودات جهان هستی را با همه مشخصات روحی و جسمی خداوند بر اساس دانش و قدرت خود آفریده و نمی توان منکر این شد که فلان موجود را که شاید به هر دلیلی وجودش باب میل ما نیست ( مثل بسیاری از حشرات موذی و چندش آور ) مخلوق خداوند نیستند و وجودشان برای جهان و ما مضر است ، و نمی شود بخاطر احساس منفی و حالت انزجار و ترسی که از برخی موجودات در ما ایجاد می گردد ، خلق شدن آنان را نادیده گرفت و بنده خدا ندانست و کلا آنان را مردود دانست ، این مطلب را گفتم تا بعدا به یک نکته مهم اشاره کنم ، حالا با توجه به اینکه همه موجودات را با همه مشخصات درونی و بیرونی که دارند خداوند عالم و قادر آفریده ، نمی توان پذیرفت که چنین خداوند عالمی و قادری که به همه چیز آگاه هست ، دانسته دانسته بیاید بنده ای را بیافریند که با اکثریت بندگانش در گرایش جنسی متفاوت باشد و بعد دانسته دانسته به بنده های دیگرش دستور مرگ و قتل و آزار و اذیت آن بنده ای را که خودش متفاوت آفریده است را بدهد !!!!!!!!!!!!!!

به نظر شما همچین کاری با ذات الهی و خداوندی که ماها می شناسیم هیچ سنخیتی دارد ؟؟؟؟؟؟؟

هیچجور نمی شود چنین چیزی را از جانب خداوند قبول کرد که موجودی را خلق کند بعد به موجود دیگرش دستور کشتن و قتل او را بدهد ، نکته ای که اینجا باید گفت این است آفرینشی که توسط خداوند و به اراده خداوند صورت میگیرد یه خلقت الهی است و هر مخلوقی همانگونه که خداوند اراده نموده با تمامی خصوصیات روحی و جسمی وارد دنیا می گردد و نمی شود خصوصیات روحی و جسمی را که ذاتی و غیر انتخابی هستند با رفتار و افکار غیر ذاتی که بعدها به اشکال مختلف بروز میکنند یکی دانست ، مثلا جنسیت انسان که مرد است یا زن یه خصوصیت ذاتی و اراده الهی است ، زشتی و زیبایی یه خصوصیت ذاتی و الهی است و بسیاری دیگر از این قبیل خصوصیات که ذاتی هستند و بر اساس اراده خداوند بنده اش با آن خصوصیات روحی و جسمی خلق شده است ، میتوان به اینها اشاره کرد نابینایی مادرزادی باوجودیکه یک نقص است و متفاوت با اکثریت بندگان خداوند است اما یک خصوصیت ذاتی و الهی است که توسط خواست و اراده و قدرت خداوند بنده ای با نقص نابینایی مادرزادی خلق میشود همچنین ناشنوایی و لالی و فلج و ... که بطور مادرزادی به دنیا می آیند و اما مورد دیگری که باید آن را در این مجموعه قرار داد گرایشات جنسی انسان هست ، گرایشات جنسی انسان نیز ذاتی و مادرزادی است

علم و دانش امروز بعد از سالها تحقیق و مطالعه روی اینکه چرا برخی انسانها به همجنس خودشون گرایش دارند به این نتیجه رسید که گرایشات جنسی انسان اولا به سه نوع مختلف دگرجنسگرایی ( گرایش به جنس مخالف ) و همجنسگرایی ( گرایش به همجنس ) و دوجنسگرایی ( گرایش به هر دو جنس ) تقسیم می شود و مهمتر اینکه گرایش جنسی انسان براثر عوامل درونی و شرایط درونی رحم هنگام جنینی تحت تاثیر شرایط خاص قرار میگیرد که بر روی گرایش جنسی جنین اثر میگذارد و باعث می شود که برخی انسانها بخاطر همان عوامل درونی که ناشی از تاثیرات شرایط رحمی مادر است با گرایشی متفاوت نسبت به دیگران متولد بشوند ، برای همین همان دانشمندان روانشناسی و روانپزشکی و زیست شناسی و ژنتیک و ... اعلام کردند که گرایش جنسی انتخابی نیست و دست خوده انسان نمی باشد که گرایش جنسیش را خودش انتخاب کند بلکه گرایش جنسی بدون دخالت داشتن و حق انتخاب انسان شکل می گیرد ، البته نیازی به شنیدن این حرف از جانب دانشمندان نیست چراکه حتی خود شما که دارید این مطلب را میخوانید اگر از خودتان بپرسید که آیا خودتان در اینکه به چه جنسی گرایش داشته باشید نقشی داشتید حتما بدون شک خواهید گفت خیر هیچ دخالتی در اینکه به جنس مخالف یا جنس موافق گرایش و علاقه جنسی داشته باشید نداشته اید و بدون اینکه کار خاصی کرده باشید و یا مراحلی را طی کرده باشید با گرایش جنسی که درونتان بصورت ذاتی و خدادادی بوده متولد شدید و بزرگ شدید و هیچ جوری هم نمیتوانید عوضش کنید ، این بازم بیان کننده این حقیقت هست که گرایش جنسی انتخابی نسیت و مهمتر اینکه غیر قابل تغییر است

و حالا که امروز دلایل علمی و منطقی گرایشات جنسی مشخص شده دیگر نمیشود همجنسگرایی را نوعی رفتار یا عادت غیر ذاتی دانست یا بیان نمود که همجنسگرایی یک رفتار انتخابی هست بلکه کاملا برعکس گرایش جنسی حالا از هر نوعش باشد یک غریزه ذاتی است اما نکته مهم اینجاست که همانطور که برخی از انسانها به دلایل مختلفی به گونه ای متفاوت با دیگران بدنیا می آیند مانند همان نابینایان ، ناشنوایان و ... برخی از انسانها نیز ناخواسته به دلایل خاص درونی با گرایش جنسی متفاوت بدنیا می آیند در واقع بهتر بگویم متفاوت آفریده می شوند ، که با رفتار یا عادات غیر ذاتی که مادرزادی نیستند فرق دارد ، از این رفتار یا عادات غیر ذاتی و غیر مادرزادی می توان به رفتارهایی مثل سرقت ، آدم کشی ، تجاوز جنسی ، مردم آزاری و نمونه های از این گونه نام برد که هیچکدامشان مادرزادی و ذاتی نیستند بلکه بعدها در اثر شرایطی در انسان بوجود می آیند ، اما گرایشات جنسی که منظور من همجنسگرایی هست اولا یک غریزه ذاتی و مادرزادی است و دوما یک عادت یا رفتار نیست که در اثر شرایط بیرونی یا تکرار رفتاری منجر به همجنسگرا شدن فردی شود بلکه از همان دوران جنینی در وجود و روح و روان فرد همجنسگرا پایه ریزی شده است که امروزه علم هم این موضوع را روشن نموده و اینکه بازم گرایش جنسی حسی نیست که تحت تاثیر شرایطی بیرونی قرار بگیرد و تغییر کند زیرا کلا گرایش جنسی غیر قابل تغییر است

و اما می رسیم به همان بحث مخالفت اکثریت با همجنسگرایی بر اساس عقیده مذهبی ، اینجا با توجه به اینکه دلایل علمی همجنسگرایی دربرخی انسانها روشن شده است و همچنین با توجه به اینکه محال هست خداوند بنده ای را آگاهانه و دانسته متفاوت بیافریند و بعد دستور قتل و مرگش را بدهد ، باید بیشتر فکر کنیم و ببنیم که پس چرا اکثریت بر اساس عقیده مذهبی خود می گویند همجنسگرایان مخالف خدا و دین هستند و طبق گفته خدا باید آنان را کشت !!!!!!!!!!!!

در اینجا بدون شک این حقیقت وجود دارد که اشکال در کار خدا نیست ، یعنی خداوند هرگز در خلقت بنده اش کوتاهی نمی کند و یا دانسته بنده اش را به گونه ای نمی آفریند که بعد به بنده دیگرش بگوید او را فقط بخاطر تفاوت در روح و روانش یا جسمش وحشیانه به قتل برساند ، اگر چنین فکر کنیم اساسا عدالت و علم و دانش و آگاهی خدا را زیر سوال خواهیم برد ، اما چنین چیزی هرگز امکان ندارد بنابراین با توجه و با ایمان به اینکه خداوند در کار خود و در آفرینش جهان و بندگانش ذره ای کوتاهی ندارد و نداشته و نخواهد داشت و در مرحله بعدی اینکه همجنسگرایی نوعی دیگر از گرایشات جنسی آفریده شده طبق آگاهی و اراده خداوند در برخی از انسانها هست بنابراین نمی شود گرایش جنسی به همجنس را مخالف با خدا دانست و اینجا به نظر می رسد که برداشت دینی و مذهبی از جانب عموم مردم در واقع نوعی برداشت و تفسیری ناقص و نادرست است که بر اساس عقاید و احساسات منفی مردم نسبت به موضوعی تفسیر و برداشت شده است که امروزه کاملا تضاد بین این تفسیر و این گونه برداشتها با دانش و علم و اسناد زنده علمی و پزشکی و روانشناسی به چشم می خورد

بنابراین اشکال نه در آفرینش خداوند است نه در بندگان همجنسگرای خداوند ، بلکه اشکال تنها در برداشتها و تفسیرهای مردم از عقاید مذهبی و تفکرات شخصی فردی است که بنابر احساسات و عقاید و تفکرات خصوصی و فردی خود است ، در صورتیکه باید تفاوتها را دید و علت تفاوتها را یافت نه اینکه فقط تفاوت در موجودی را دید بدون اینکه به دنبال و علت تفاوت آن موجود نبود ، بلکه هرگاه علت و دلایل تفاوتی روشن شود در آنصورت می شود پی به اختلاف در نوع آفرینش بندگان خدا برد و همه این تفاوتها را به عنوان خلقتی الهی که توسط اراده ، قدرت ، علم ، دانش ، آگاهی و حکمت خداوند آگاهانه آفریده شده است قبول کرد و به جای اینکه با نگاهی متعصبانه و غیر منطقی به این تفاوتها نگاه کرد با چشمی باز و ایمان به نوعی از خلایق جهان هستی نگریست مانند همه مخلوقات گوناگون دیگر خداوند

هیچ نظری موجود نیست: