۱۳۸۸-۰۳-۰۵

نگاه دوم اکثریت به همجنسگرایی ( نگاه غیر مـذهـبـــی )

بسیاری از مردم هم هستند که به همجنسگرایی از دیدگاه مذهبی و متعصب سنتی نگاه نمی کنند ، یعنی خیلی صادقانه و انسان دوستانه نسبت به همجنسگرایی و همجنسگراها نظر خودشان را بیان می کنند اما با عدم تائید و قبول همجنسگرایی ، منظور از صادقانه و انسان دوستانه این است که همجنسگرایان را نیز مانند خود بنده ای از بندگان خدا می دانند و به عنوان یک انسان تمامی حقوق حیاتی و زیستی را حقشان می دانند اما نسبت به گرایش جنسی آنان به همجنسشان احساسی منفی و غیر قابل درک دارند ولی با وجود اینکه نسبت به همجنسگرایی و همجنسگراها احساس بدی دارند هرگز نمی گویند و هرگز قبول نمی کنند که یک انسان را فقط بخاطر تفاوتی که در گرایش جنسی و علاقه جنسی با خودشان دارند را باید کشت !!!! و این کشتن یک انسان را بخاطر گرایش جنسیش و یا هر تفاوت جسمی و روحی که نسبت به اکثریت دارد را ناعادلانه و غیر انسانی می دانند ، و این نوع نگاه و این نوع احساس بخاطر همان ضمیر نوع دوستی آنان است که واقعا قابل ستایش و تحسین می باشد ، ولی از سوی دیگر باز همان احساس منفی را نسبت همجنسگرایی در خود احساس می کنند و خیلی انسان دوستانه و با نیت خوش می گویند

و خیلی صادقانه می گویند : همجنسگراها تا بحال با جنس مخالف خود رابطه نداشته اند تا بدانند که چه لذتی دارد اگر یک بار این لذت جنسی با جنس مخالف را تجربه کنند دیگر به رابطه با همجنس خود فکر نمی کنند

خوب ، این نوع نگاه انسان دوستانه که در جهت حل مشکل انسانی دیگر حالا به هر دلیلی ، از سوی مردم دیده می شود و بیان و طرح چنین راه حلهایی که با نیت درمان و بازگرداندن انسانی به ذات اصلی خود مطرح می شود بسیار نگاه و نیت خوشی است ، اما واقعیت این است این نوع انتظار و این نوع روشهای درمانی گاهی غیر ممکن و بی اثر می باشد ، بگذارید از اینجا شروع کنم که این گروه از کسانی که می گویند همجنسگرایان تا بحال با جنس مخالف خود رابطه نداشته اند تا ..... در اولین نوع نگاه خود به اصالت و ماهیت روح و روان یک همجنسگرا هیچ توجه ای نمی کنند که البته به دلیل عدم شناخت نسبت به گرایشات جنسی از منظر علمی و همجنسگرایی هست نه از روی تعصبات مذهبی ، فقط تصور می کنند چون همه انسانها به جنس مخالف گرایش دارند و از رابطه جنسی با جنس مخالف لذت می برند بنابراین همجنسگرایان نیز اگر با جنس مخالف رابطه برقرار کنند پی به همان لذتی که خودشان از رابطه جنسی با جنس مخالف می برند ، خواهند برد ، همینجا باید گفت که منظور از اصالت روح و روان یک همجنسگرا در محدوده گرایشات جنسی این است که اصالت و ذات روحی و روانی همجنسگرایان در گرایش جنسی به همجنس خودشان می باشد همانگونه که اصالت و ذات روحی و روانی دگرجنسگرایان در گرایشات جنسی در کشش به جنس مخالف می باشد ، بنابراین چنین انتظاری که همه انسانها ذاتا به جنس مخالف خود گرایش جنسی دارند عمومیت ندارد و در مورد همه انسانها صدق نمی کند ، بلکه نکته مهم همان اصالت و ذات روحی و روانی فرد از نظر گرایش جنسی است که بر اساس آن ذات و اصالت روحی و روانی فرد می توان از او انتظار رفتار و گرایشی را داشت که ذاتا در روح و روانش وجود دارد و درخواست یا انتظار چیزی بر خلاف اصالت و روح و گرایش ذاتی یک انسان تقریبا غیر ممکن است ، از این جهت می گویم تقریبا چون گاهی یک همجنسگرا مجبور می شود بر خلاف اصالت و ماهیت ذاتی خود رفتاری بروز دهد که کاملا بر خلاف ماهیت و اصالت روحی خود است که نتیجه مطلوبی ندارد و هرگز تداوم نخواهد داشت مثلا بسیاری از همجنسگرایان بخاطر فرار از فشارهای اجتماعی که از سوی دیدگاه مذهبی ومردم به آنان اعمال می شود و یا بخاطر حفظ آبروی خود در اجتماع خانواده ، اقوام ، دوستان و ... بناچار تن به ازدواج مصلحتی با جنس مخالف می دهند که نتیجه بسیار منفی و بدی هم برای خودشان و هم برای زوجشان دارد که دیر یا زود بخاطر همان اختلاف ماهیت و اصالت روحی و روانی و گرایش جنسی که در رابطه با زوج خود دارند به جدایی و طلاق ختم می شود و در مدتی که در کنار زوج جنس مخالف بوده اند یک زندگی بسیار تلخ و دردناک روانی و روحی را اجباراٌ تحمل میکند اما سرانجام با جدایی از زوج جنس مخالف به همان اصالت و ذات روحی خود باز می گردند

و نکته مهم دیگر این است که یک همجنسگرای واقعی ( در صورتیکه فرد دوجنسگرا نباشد ) به هیچ عنوان نسبت به جنس مخالف ذره ای تحریک نمی شود ، یک مرد همجنسگرا به هیچ عنوان از دیدن اندام برهنه یک زن نه تنها تحریک نمی شود بلکه حس بدی به آن در خود احساس می کند و یا یک زن همجنسگرا به هیچ عنوان نسبت به اندام برهنه یک مرد ذره ای تحریک نمی شود و حس ناخوشایندی از نظر جنسی به مردان دارد ، که در اینجا همان واژه مشمئزه کننده معنا دارد ، همانگونه که دگرجنسگرایان از تصور اینکه با همجنس خودشان رابطه جنسی داشته باشند احساس بدی در خود حس میکنند و به قول معروف داشتن رابطه جنسی و یا مشاهده رابطه جنسی دو همجنس برایشان ناخودآگاه مشمئز کننده است دقیقا برای همجنسگرایان نیز تصور داشتن رابطه جنسی با جنس مخالف مشمئز کننده می باشد و این کاملا طبیعی است هم در دگرجنسگرایان و هم در همجنسگرایان که نسبت به چیزی که بر خلاف ماهیت و اصالت روحی و گرایش جنسی خود دارند این حس اشمئزاز را داشته باشند ، حالا با چنین حسی چگونه می توان از همجنسگراها انتظار داشت که با جنس مخالف خود برای تجربه هم شده رابطه برقرار کنند ؟ وقتی حتی نسبت به جنس مخالف ذره ای تحریک نمی شوند !!!

بنابراین اگر کسانی که بر اساس باور و تصور خود فکر می کنند که اگر همجنسگرایان با جنس مخالف یک بار رابطه جنسی برقرار کنند پی به لذتی که رابطه جنسی با جنس مخالف دارد خواهند برد ، این واقعیات و این آگاهی ها را نسبت به روح ، روان ، گرایش جنسی و همچنین عوامل تعیین کننده گرایشات جنسی که از زمان جنینی پایه ریزی می شود داشته باشند هرگز به تصور اینکه چون خودشان از داشتن رابطه جنسی با جنس مخالف لذت می برند از همجنسگرایان این انتظار را نخواهند داشت که بر خلاف گرایش جنسی ذاتی و روانی خود به اجبار تن به رابطه جنسی با جنس مخالف دهند ، هماگونه که خودشان نه می توانند و نه می خواهند که با همجنس خودشان رابطه جنسی داشته باشند زیرا خارج از توانایی روانی و روحی آنان است و بر خلاف گرایش جنسی ذاتی دگرجنسگرایان می باشد ، و به همین ترتیب همجنسگرایان نیز نه می توانند و نه می خواهند که با جنس مخالف رابطه جنسی داشته باشند زیرا خارج از توانایی روحی و روانی آنان است و بر خلاف گرایش جنسی ذاتی آنان می باشد

هیچ نظری موجود نیست: